خرقهء ترمه براى جناب صاحبديوان . و نيز خلعت قوام الملك و ميرزا عبد الله پيشكار فارس و به جهت حاجى نصير الملك و ملك التجار بوشهر همراه دارد . ميرزا عبد الله همان روز خلعتپوشان خلعت خود را پوشيد ، چون قوام الملك و حاجى نصير الملك در شيراز نيستند خلعت آنها به حال خود باقى است . خلعت ملك التجار را هم خود محمد اسماعيل خان به بوشهر خواهد برد .
ديگر آنكه ميرزا حسين خان مؤتمن الملك تا هفتم ماه جمادى الاول بچاپارى روانهء طهران خواهد شد .
ديگر آنكه وضع حكومتى بسيار مغشوش است تا بعد چه شود . هنوز دزدى و اغتشاش هر شب در محلات كما فى السابق است .
ديگر آنكه چون جناب صاحبديوان و بستگان ايشان چندى است كه با مردم بناى بدرفتارى را گذاردهاند ، چند روز است به زور از ريشسفيدان شهر و اعيان و غيره رضايت نامه مىگيرند كه بفرستند طهران . به كسبه نويد دادند كه سه ماه ماليات شما را تخفيف مىدهيم كه به اين طمع رضايت نامه را مهر كنند . چند روزى شهرت عزل ايشان انتشار يافت ولى دو سه روز است كه قدرى اطمينان از بابت سال نو پيدا كردهاند .
ديگر آنكه حضرت و الا ظل السلطان تلگراف كردهاند به جناب صاحبديوان كه " بدون سوال و جواب سه روزه صد و شصت هزار تومان بده ، به هر اسمى كه مىخواهى حساب كن كه بسيار لازم است " . ايشان هم جواب دادهاند كه " ممكن نمىشود ، سه ماهه هم محال است ، در قوهء من نيست كه اين پول را رواج دهم ، فرضا اگر حاضر باشد برات از كجا پيدا مىشود " . از قرار مذكور گويا شصت هزار تومان آن را حاضر كرده است . به همين ملاحظه اطمينان از حكومت سال نو دارد .
ديگر آنكه ميرزا حسين خان مؤتمن الملك و حاجى ميرزا آقا خان وكيل كه همشيرهزادهء جناب صاحبديوان باشد با بار خانهء زياد اين دو روزه روانهء طهران ميشوند .
ديگر آنكه اغتشاش در شهر بسيار است . متصل شبها دزدى مىشود . هرچه بحكومت عارض مىشوند يا پسر يا بستگان صاحب مال را گرفته حبس مىنمايند تا آنكه خود صاحب مال برود نوشتهء رسيد اموال مسروقهء خود را بدهد و چند تومانى هم خدمتانه و قلق به علاوهء مال رفته به حاجى آقا جان فراشباشى بيگلربيگى داده ، بستگان خود را مرخص بنمايند . از قراريكه مىگويند تمام اغتشاش شهر از حاجى آقا جان فراشباشى بيگلربيگى است .
ديگر آنكه هرچه دزدى مىشود كسى از ترس اينكه بستگان خودش را بگيرند حبس نمايند عارض نمىشود .
ديگر آنكه قدرى نرخ اجناس تنزل كرده . اگر اجناس جناب صاحبديوان و قوام الملك نبود الحال قيمت اجناس خيلى تنزل كرده بود ، چون جنس زياد دارند مىخواهند به قيمت زياد بفروشند طرح به خباز و بقال و غيره دادهاند و قرار دادهاند تا دو ماه به همين نرخ بفروشند .
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 258
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص٢٥٨