به او مىزند كه در حالت نزع است . مراتب به جناب صاحب ديوان رسيده است ، هنوز حكمى در اين باب نشده چون از بستگان خودشان هستند اين كار چندان برملا نشده است .
مورخهء روز سهشنبه بيست و يكم ماه ربيع الثانى 1301 مطابق نوزدهم ماه فبرورى 1884 .
از 22 ربيع الثانى 1301 مطابق 20 فبروى 1884
جناب صاحب ديوان پسر حاجى آقا جان را گرفته در محبس حكومتى انداختند ، حاجى آقا جان پانصد تومان مجانا پيشكش كرده كه پسرش را در انبار حبس نكنند ، لهذا بعد از گرفتن پانصد تومان او را در منزل نايب حسين حبس نمودهاند و قرار بر اين شده كه اگر زنجيربان بيگلربيگى از اين زخم فوت شود ، اين پسر را در عوض بكشند و اگر نمرد قرارى از بابت ورثهء غلام سياه بدهند .
ديگر آنكه تا به حال چهل هزار تومان از ورثهء مرحوم مشير الملك گرفتهاند ، اين چهل هزار تومان را تمام ملك فروختهاند و دادهاند ، به جهت چهل هزار تومان ديگر كه تا دو ماه ديگر بايد بدهند باز هم بايد ملك بفروشند .
ديگر آنكه صاحب منصبى از اطريش به جهت سياحت ايران از طرف طهران وارد شيراز شد ، خيال دارد به بوشهر برود و از بوشهر به طرف بغداد و شامات سياحت نمايد .
ديگر آنكه دو شبانه روز است كه باران متواترا مىبارد ، رودخانه هم بشدت مىآيد و بعضى جاها را خراب كرده ، در كوچه دو نفر مرد و زن و طفلشان مىگذشتند ديوارى خراب مىشود هر سه زير انبوه مىشوند .
ديگر آنكه از قراريكه خبر رسيده ميانهء طايفهء بهارلو و رضا خان عرب در داراب نزاع شده ، قاطرچىهاى مقرب الخاقان محمد رضا خان قوام الملك به حمايت رضا خان عرب بيرون آمده بودند ، از طرفين سر و دستى شكسته شده بود ، محمد رضا خان قوام الملك كه مطلع مىشود گوشهاى قاطرچى خود را مىبرد و بهارلوها را چوب زيادى مىزند .
ديگر آنكه طايفهء عرب اجماع كردهاند كه ما حسين خان بهارلو را كه كلانتر آنها مىباشد ، نمىخواهيم قدرى اغتشاش در طايفهء عرب پيدا شده .
ديگر آنكه پسر حاجى آقا جان فراشباشى بيگلربيگى كه در منزل نايب حسين حبس بود پيشكش گزافى به حكومت و اتباع حكومت داده او را از حبس بيرون آورده است ، رنجيربان بيگلربيگى از زخم آن پسره فوت نشده .
ديگر آنكه حاجى ميرزا محمد پسر مرحوم ميرزا هادى معدل شوهر صبيهء مرحوم مشير الملك در طهران به حضرت و الا ظل السلطان عارض شده كه حاجى ميرزا كرم مبلغى از وجه نقدينهء مرحوم مشير الملك را با حكومت و بعضى از ورثهء ديگر با هم ساختهاند و چيزى ابراز نداده است و به حكم حكومت روانهء عتبات شده است . فورا تلگراف از حضرت و الا ظل السلطان مىشود كه حاجى ميرزا كريم را از رفتن كربلا مانع شوند . جناب صاحب ديوان چون خودش مرخص كرده بود عذرى