به او زدهاند كه قريب به موت است .
ديگر آنكه جوهر دزد با يازده نفر ديگر كه آورده بودند ، پس از تحقيق معلوم شد كه چندان تقصيرى ندارند . جوهر را با يك نفر ديگر گوش بريدند و ما بقى را تازيانه زده مرخص نمودند .
ديگر آنكه جنس در شهر شيراز تحقيق ( ترقى ؟ ) كرده است ، گندم يك من تبريز نه شاهى و جو پنج شاهى . حكومت جنسداران را با انبارداران حضورا طلبيدند كه هركس جنس دارند از قرار يك من دو عباسى بفروشد و جو يك عباسى ، خباز هم نان را از قرار هفت شاهى و نيم به سنگ تمام فروش كند و از روز پانزدهم ذيقعده اين قرار جارى خواهد شد .
از 27 شوال تا 2 ذيحجه 1295
ديگر آنكه مباشر كوار كه حكومت او را چوب زده بود فوت گرديد .
ديگر آنكه تلگرافى از جانب آقاى مستوفى الممالك به جهت حكومت رسيده است كه با رعايا و محكومين خود بطور مدارا رفتار نمايند بواسطهء اينكه مردم شاكى هستند . ديگر آنكه تلگرافى از جناب آقاى مستوفى الممالك به جهت نواب مستطاب و الا معتمد الدوله رسيده كه يك قبضه قمهء مرصع اعليحضرت اقدس شهريارى خلعت مرحمت فرمودند ، در اين دو روزه با آدم مخصوص روانه خواهد شد . ديگر آنكه از قرارى كه به حكومت نوشته بودند مجددا باز مىخواهند تنظيمات جارى نمايند .
ديگر آنكه نواب مستطاب و الا حاجى معتمد الدوله به طهران تلگراف كردهاند كه " پنج شش ماه به سال باقى نيست ، اين چند ماه تنظيماتى لازم ندارند ، اگر حكومت سال نو با من شد تفصيلى عرض ميكنم ، اگر صلاح دولت است از اين قرار حكم صادر شود " .
ديگر آنكه مقرب الخاقان قوام الملك روز هيجدهم ذيقعده الحرام با چهار صد نفر سرباز حركت به سمت داراب نمود .
ديگر آنكه دو نفر با هم بر سر تنخواهى گفتگو داشتند ، ديوانخانه رجوعش را به خانهء شرع نموده ، مدعى رشوهء زيادى به حاجى امير امير ديوانخانه و حاجى ملاباشى كه از جانب حكومت در ديوانخانه نشسته است و به آن حاكم شرعى كه رجوع كرده بودند داده بود . حكومت مطلع مىشود مدعى را چوب زيادى مىزنند و حاجى امير را نگاه داشتند ، هرچه گرفته بود پس گرفتند و محرر حاكم شرع را هم چند پشت گردنى زدند .
ديگر آنكه از جانب سپهسالار اعظم تلگرافى به حكومت رسيده بود كه مأمورى بفرستند خداكرم خان بايرحمت را هرجا هست بياورند . حكومت هم قهرمان بيگ ياور فوج اردبيل مشكين را با ده سوار فرستادند كه او را به شيراز بياورند .
ديگر آنكه قافلهاى كه به سمت يزد ميرفتند در پوزهء سياه راه يزد سارقين بر سر آنها مىريزند ، قدرى قماش از مال رعاياى دولت بهيهء قيصريهء انگليس را و از رعاياى داخله سرقت مينمايند .
بعرض حكومت رسانيده شد . حكم نمودند كه تأمل نماييد تا مكارى از يزد مراجعت نمايد پس از تحقيق از مكارى يا از محل يا از سارقين گرفته مسترد خواهد شد .