بسلك عبارت درآرد تمام * كشد جمله در رشتهء انتظام
كند زيور شاهد اين رقم * كه شد ذكر حالات شاه عجم
فلك آستان ثريا سرير * چو خورشيد بىجنگ آفاق گير
جهان پادشاه ملايك سپاه * شه تخت اقبال عباس شاه
آلهى تو اين سايهء خويش را * پناه رعايا و درويش را
بفرق جهان مستدامش بدار * ز تو هر چه خواهد بكامش برآر
زمانش درين پادشاهى رسان * بدوران مهدى آخر زمان
و چون ارتفاع لواى سلطنت و استقلال و انبساط ظلال چتر حشمت و اجلال اين پادشاه كيخسرو خصال موقوف بر مقدمهء چندست ، لهذا جهت اتّساق و ارتباط كلام درين محلّ و مقام ، بذكر بعضى از آن مقدمات بطريق اجمال زبان مقال ميگشايد .
اميد كه در نظر اعتبار فصحاء بلاغت شعار و سخنوران براعت آثار نامناسب ننمايد و اللّه اعلم بما يصلح للعباد [ 136 ] .