و بعد از اين جنگ ، اجامرهء تبريزى كه جلادت و خونريزى و جلافت و فتنهانگيزى كار و شعار ايشانست ، جمعى كثير از مردم دلير ، دست برآوردند و با روميان جنگهاى نمايان كرده بسيارى از سپاه روم را به خاك و خون سپردند و عثمان پاشا بعد از اطلاع بر جرأت و جلادت تبريزى ، لشكر بىنهايت بتخريب و تسخير تبريز مأمور ساخت و روميان هجوم غريبى آورده خلقى بىعدد كشته گشت و شروع در خرابى كرده اكثر عمارات عاليه را از بيخ و بن برانداخت و بعضى از قيساريه را كنده چنين استماع رفت كه در تحت بناى آن عمارت ، دفينهاى مشتمل بر نقود فراوان بدست روميان افتاد و به اين گمان تمامى عمارات تبريز را به آب رسانيده خاكش بباد بردادند « 1 » و چون دأب « 2 » سلاطين روم اينست كه هرگاه لشكرى به تسخير بلادى و كشورى فرستند ، حسب الحكم مطاع هر نفر از آن لشكر يكمن گچ و پنج عدد آجر همراه برند كه هر محل را كه به تصرف درآورند ، در آن مقام قلعهاى باستحكام بسازند ، بنابرين عمارات تبريز را كنده مصالحش را با آنچه همراه آورده بودند دولتخانهء تبريز را با ميدان صاحب آباد در عرض بيست روز حصارى در غايت « 3 » متانت ساختند و مجموع سپاه روم در آن قلعه رفته ، اسباب قلعهدارى ، از ضرب زن و توپ و تفنگ و ساير آلات جنگ بر برج و بارهء آن حصار نصب كرده لواى جدال و رايت قتال برافراختند .
و روز ديگر ، عثمان پاشا ، گروهى انبوه و سپاهى صاحب شكوه ، به قصد تسخير بعضى از نواحى و توابع تبريز تعيين نموده يكى از پاشايان عمده را بسردارى آن لشكر شياطين حشر مقرر داشت و اين خبر كراهت اثر بسمع استادگان پايهء تخت عرش پيرايه رسيده از اينجانب نيز سپاهى مانند غمزهء دلبران مرد افكن و
هامش
( 1 ) - د : برداد .
( 2 ) - م : آداب .
( 3 ) - م : بغايت .