بهرام حسام بمدد سپاهى بىحد ميرسند و بعد از صدور اين حكم پاشايان « 1 » مذكور بر نهج مأمور با سپاه بسيار ،
نظم
همه جنگجوى و همه كينه خواه * همه رزم ساز و ظفر دستگاه
دو اسبه همه همچو كلك دبير * همه راست در جنگ مانند تير
چو سنجق سراسر سرافراخته * چو نيزه همه سر برافراخته
چو شمشير در قطع و فصل مهمّ * نموده بدم قطع اصل مهمّ
باسباب و سازى كه آخر نداشت * شكوهى كه هرگز سكندر نداشت ،
علم توجه افراخته تا كنار درياى چلدر آمدند و چون خبر كراهت اثر اين لشكر بحدود شماخى و چغور صعد رسيد ، امير الامراى آن نواحى تخماق خان استاجلو و امارت و شجاعت آثار امام قليخان قاجار حاكم گنجه و بردع و ساير امراء و حكام آن بلاد و ديار چون ازين قضيهء ناآگاه آگاه گرديدند روى توجه به اجتماع سپاه و اهتمام بتهيهء اسباب آن راه آوردند و قريب به سى هزار سوار جرّار تيغ گزار ،
نظم
سراسر چو خورشيد خنجر گزار * چو مريخ خونريز در كارزار
چو پروين بهم متّفق گاه جنگ * به شكل جدى ثابت و بادرنگ
همه رمح خطى به كف چون شهاب * نه از آتش انديشهاى نى ز آب
كمانها بقربان چو قوس و قزح * بنصرت گرفته طريق فرح
جمع ساخته باستقبال آن لشكر كينه سگال لواى ظفر نماى برافراختند و درويش پاشا با فوجى از روميان سبع سيما برسم قراولى پيش آمده با چرخچى
هامش
( 1 ) - د : پادشايان .