مردانگى و غايت شجاعت و فرزانگى بظهور رسانيدند چنانچه تفصيل آن محاربات و جدال در ضمن حكايات و واقعات زمان استقبال سمت وضوح مىيابد انشاء اللّه تعالى .
گفتار در بيان آمدن سپاه روم بحوالى آب ارس و رود كر و ذكر وقوع محاربات ميان روميان و امراى با تهور
در تاريخ اوايل سنهء « 1 » سبع و ثمانين و تسعمائه خسرو پاشا كه حاكم قلعهء و ان و آن سرحد بود ، عرضه بپايهء سرير سلطان مراد كه خواندگار ممالك روم و آن اقاليمست فرستاده عرضه داشت كه چنين [ به ] تحقيق پيوست كه نوّاب شاه اسمعيل بتقدير ملك جليل ازين منزل تحويل طبل رحيل كوفته و در ممالك ايران نيران فتنه و فساد در هيجان آمده فتراتست « 2 » و دست قضا ابواب آشوب و فتن و درهاى مكاره و محن بر روى مقيمان و قاطنان بر گشوده و از اينجهت كه پادشاهى باستيلا و خسروى باستقلال ندارند ، بين الامراء و حكام هر ديار و بلاد نايرهء ظلم و عناد اشتعال يافته بموجب
« الْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ »
كمال پريشانى و نهايت بىسامانى و آزار بعامهء رعايا و اهالى آن بلاد و امصار ميرسد و هر يك از ولاة در هر ولايت كه بر مسند حكومت تمكّن دارند ، دست تسلط و تغلّب از آستين تعدّى برآورده تحميلات گران و حوالات بيكران بر متوطّنان آن مكان ميكنند و بهر كس گمان هر چه از اسباب دنيوى دارند بعنف و تعدّى ازو ميگيرند . بنابرين اكثر مردم از هم پاشيده از مقام مألوف و مسكن معطوف جلا اختيار كرده بعضى در بيابانها از استيلاى جوع و عطش با اطفال و اهل و عيال [ تن ] به آن داده طعمهء وحوش و ضباع ميشوند و جمعى كه خود را بمعموره رسانيدهاند بگدائى و دريوزه سد رمقى بهم ميرسانند .
بنابرين بر ذمّت همّت پادشاهان ديندار و خسروان رعيت پرور عدالت شعار لازم ، بلكه متحتّم است كه تكفّل و تحفّظ رعايا كه بدايع ودايع حضرت آفريدگار
هامش
( 1 ) - م : در تاريخ 20 سنه .
( 2 ) - ظ : فترات .