و مدار و محل رونق و نسق كار و بار روزگارند فرموده ايشانرا در حفظ رعايت و حرز حمايت خود در آورده ، جناح عدل و رأفت و ظلال عطوفت و امنيّت بر ساحت احوال كثير الاختلال اين جماعت گسترند و به نظر اهتمام سلسلهء جمعيت و استقامت اين طبقه را نظام و انتظام دهند و به قوت نصفت و معدلت دست غلبهء ظلمه و اقويا از سر عجزه و ضعفا كوتاه گردانيده بخلاف مذكور مدار بر قانون عدالت نهند و چون مضمون اين عرضه مسموع خواندگار گرديد بعد از استخاره و استشاره [ 44 ] ، فحواى « من لم يرحم الناس منعه اللّه رحمته » را منظور نظر ترحّم و تعطّف ساخته فرمان قضا جريان پادشاه سليمان شأن سلطان مراد خان از مكمن « فليحكم بين الناس بالعدل » صادر شد كه مصطفى پاشا « 1 » لله كه وزير ثالث بود باتفاق امير الامراى ديار بكر و درويش پاشا بيگلر بيگى قرامان و محمد پاشا حاكم حلب و بهرام پاشا ملك الامراى ارز روم و حاكم مرعش با سپاهى كه عدد ايشان به صد هزار ميرسيد و عدد ايشان از انحصار حساب و شمار ميگذشت روانهء مملكت ايران مقرر فرمودند هر قصبه و شهر كه به تصرف سپاه نصرت بهر درآيد ، زمام مهام حل و عقد آن محل بدست يكى از حكام عادل و افنديان « 2 » فاضل كه كافل سرانجام امور بندگان حضرت آفريدگار توانا بود سپارند و هر قضيه از قضاياى جزئيه كه روى نمايد مطابق و موافق بقانون عدالت قديمه صورت داده از جادهء مستقيمهء شريعت مقدسه عدول و انحراف و تجاوز و اعتساف جايز نشمارند و خود را در سلك
« وَ إِذا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ »
« 3 » انتظام داده در زمرهء
« أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ »
« 4 » داخل نسازند و اگر احتياج بلشكر باشد متعاقب پاشايان عظام و ينكچريان
هامش
( 1 ) - د . پادشا .
( 2 ) - م . فدويان .
( 3 ) - سورهء 4 آيهء 58 .
( 4 ) - سورهء 2 آيهء 257 .