نرم و درشت چشيدن - 76 / 8 و 9
كنايتست از : حوادث زمانه و گشتاگشت روزگار ( از راحت و رنج و رخا و شدّت و سست و سخت و موافق و بدلخواه و ناموافق و نابدلخواه ) ديدن ، و بدان مجرّب و آزموده گشتن . و در اينجا چنان كه از سياق عبارت و مقتضاى مقام برمىآيد ظاهرا محتمل ايهامى به ملوط بودن نيز تواند بود . اين تعبير و يك دو تعبير ديگر كه در ص 76 س 5 - 9 مذكور افتاده ، با تفاوتى اندك ، در « سمط العلى للحضرة العليا » ص 98 س 26 - 28 نيز آمده است .
قس : « شيرين و تلخ چشيدن » و « گرم و سرد ديدن يا چشيدن » .
نزوان - 62 / 6
برجستن ، همچون برجستن نر بر ماده . از « الصّراح من الصّحاح » و « محيط المحيط » .
نسخه از چيزى بردن - 118 / 7 ، 123 / 6
از كتاب يا رساله يا شعرى جالب توجّه و نغز براى خود يا ديگرى نسختى نوشتن . و در اينجا كنايتست از : چيزى را سرمشق قرار دادن و از آن تقليد و پيروى كردن .
نشان كردن - 83 / 2
توقيع كردن « 1 » برنامه و مكتوب . از « مقدّمة الأدب » و « الصّراح من الصّحاح » ،
هامش
( 1 ) - براى « توقيع » و اقسام آن ، رك : « دستور دبيرى » تأليف محمد بن عبد الخالق الميهنى ص 29 ، و « صبح الأعشى » للقلقشندى ، ج 11 ص 114 - 127 .