ن
ناآمد - 75 / 3
بد افتاد ، و آن عدم موافقت و مساعدت حوادث روزگار است در انجام يافتن و بثمر رسيدن كارى .
نابيوسان - 76 / 1
غير منتظر و ناگهان و بىسابقه و فجأة و بغتة . از « برهان م » و « جهانگشاى جوينى » ج 2 ، مقدّمهء مصحّح ، ص كا و « يادداشتهاى قزوينى » ج 7 ص 181 . رك : « ديوان انورى » ج 2 ص 530 س 14 .
و در اينجا نيز نامنتظر و غيرمترقّب مراد است . رك : « كليله و دمنه » مصحّح استاد مينوى ، ص 80 ، حاشيهء ناظر به س 13 .
ناروان - 44 / 8
چيزىكه روا نباشد . « انجمن آراى ناصرى » ، و در اينجا مرادف نارايج است . از « آنندراج » .
ناطق ، صامت و - 83 / 12
رك : صامت و ناطق .
ناعى - 38 / 2
آنكه خبر مرگ كسى فرا دهد . از « تاج المصادر » ، خبر بددهنده ، آرندهء خبر مرگ . از « الصّراح من الصّحاح » ، « مقدّمة الأدب » .