لواقح - 32 / 8
جمع لاقح : بادى كه درخت را ميوهدار كند ، باد بارداركننده .
« مقدّمة الأدب » .
لهنه - 34 / 1
لهنة : ناشتا شكن . « الصّراح من الصّحاح » ، طعامى كه كفاف سدّ جوع نكند . مستفاد از « مقدّمة الأدب » ، طعامى ( اندك ) كه پيش از چاشت بامداد و يا قبل از رسيدن غذا خود را بدان مشغول دارند . از « الصّحاح » و « لسان - العرب » و « تهذيب الألفاظ » لابن السّكيّت ص 616 .
رك : « كليله و دمنه » مصحّح استاد مينوى ، ص 172 ، حاشيهء ناظر به س 14 .
ليالى بيض - 12 / 5
شبهاى سپيد ، شبهاى مهتابى ، و آن ، سه شب سيزدهم و چهاردهم و پانزدهم هر ماه است ، و در وجه تسميهء آن به « بيض » گفتهاند كه : در اين سه شب ، ماه از اوّل تا آخر شب طالع است . از « تكملة إصلاح ما تغلط فيه العامّة » لأبى منصور الجواليقى ص 7 ، و « لسان العرب » ذيل مادّهء ( ب ى ض ) ، و « شرح بيست باب ملّا مظفّر » باب پانزدهم در معرفت زوايدى كه در تقويم بياورند « 1 » ص 127 .
ليت - 10 / 8 ، 13 / 4
كاشكى . « الهادى للشّادى » ص 71 .
هامش
( 1 ) - در اصل شمارهء صفحه ندارد .