تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفثة المصدور ( فارسى ) — صفحة 494

مساهمون:

ص٤٩٤

علقم - 28 / 10

حنظل . « بحر الجواهر » ، درخت تلخ مزه و هرچه تلخ باشد . « الصّراح - من الصّحاح » ، درخت خرزهره ، واحد آن : « علقمة » . از « مقدّمة - الأدب » ، رك : « برهان ح » ذيل همين كلمه .

علوج - 66 / 4

جمع علج : درشت خو و توانا ، زفت خو . « مقدّمة الأدب » ، مرد قوى درشت اندام و بزرگ هيكل از كافران عجم ، و گروهى از عرب « علج » را بر مطلق كافر اطلاق كنند . از « محيط المحيط » و « أقرب الموارد » .

على رغم - 78 / 12

مجازا بمعنى بر خلاف و برعكس ، چه « رغم » بمعنى خاك آلوده شدن و خوار گشتن است ، پس بر خلاف و برعكس كردن كسى گويى كه خاك آلوده شدن و خوار گشتن اوست . از « غياث اللّغات » .

على رؤوس الأشهاد - 33 / 11

بر سر جمع ، در حضور همگنان ، در ملأ عامّ .

عمده - 38 / 9

عمدة : آنچه بر وى اعتماد كنند . « الصّراح من الصّحاح » ، آنچه تكيه نمايند بر آن ، آنكه بر وى تكيه كنند و كار سپارند . « منتهى الأرب » .