عنان برتافتن - 15 / 11 و 16 / 1 ، 111 / 10 و 11
كنايتست از : برگشتن و إعراض نمودن . از « بهار عجم » ، رك : « برهان م » ذيل عنان تافتن .
عواصف - 2 / 10 ، 54 / 8
جمع عاصف : باد سخت و تند . از « غياث اللّغات » ، ريح عاصف :
باد سخت ، باد سخت جهنده . « مقدّمة الأدب » .
عوان - 75 / 6 ، 77 / 8
در اينجا مراد سرهنگ ديوان و مأمور اجراى ديوان قضا و حسبت است ، و « عوان » باحتمال قوى مخفّف « أعوان » است يعنى ياران كه اصطلاحا نزد ارباب ديوان إطلاق مىشده است بر كسى كه إجراى اوامر ديوان بر عهدهء او بوده است . از حواشى و تعليقات ممتّع استاد فروزانفر بر جزء چهارم « معارف بهاء ولد » ص 320 .
و در ص 77 س 8 ، بقرينهء آيهء شريفه :
« عَوانٌ بَيْنَ ذلِكَ » .
« قرآن كريم » : 2 / 68 ، گاو معهود بنى اسرائيل را به ياد مىآورد . رك : « تفسير - أبو الفتوح رازى » ج 1 ص 214 ببعد .
عون - 19 / 1
در مورد اوّل جمع عوان : زن ميانه سال . از « المصباح المنير » و « منتهى - الأرب » ، زن شوى ديده . از « شرح قاموس » . و در مورد دوم ، بقرينهء « حرب » ، جمع عوان : جنگى كه در آن قتال و كشش هر كرّت از كرّت پيشين سختتر و هولخيزتر باشد ، چنان كه گويى كرّت پيشين خود نبوده