إطناب - 63 / 1
إطناب يا بسط آنست كه [ شاعر يا نويسنده ] معنى را بألفاظ بسيار شرح كند و به چند وجه آن را مؤكّد گرداند ، چنان كه اگر لفظى مشترك المعنى باشد بيان مراد خويش از آن بكند و اگر بتفسيرى احتياج افتد در رفع التباس إشباعى بجاى آرد « 1 » . . . « المعجم فى معايير اشعار العجم » ص 280 .
أطناب - 63 / 1
جمع طنب : رسن خيمه ، طناب خيمه . « مقدّمة الأدب » ، طناب خيمه و جز آن . « الصّراح من الصّحاح » .
أعباء - 5 / 13 ، 12 / 7
جمع عبء : بار پشت . « مقدّمة الأدب » ، بار و گرانى از هرچه باشد و متاع و تنگبار . « منتهى الأرب » ، و با تفاوتى اندك در « الصّراح من الصّحاح » .
إعتصام - 58 / 13
دست در چيزى زدن از خوف افتادن . از « الصّراح من الصّحاح » ، چنگ
هامش
( 1 ) - بيان اين سخن باجمال آنكه : گويندهء بليغ براى بيان مطالب و اداى مقصود خويش بمقتضاى مقام و رعايت حال مخاطب ، گاه مطلب خويش را بتفصيل بيان مىكند و ديگرگاه باختصار و زمانى بطريق متوسط ، نه مفصل و نه مختصر .
بمعنى اطناب در فوق اشارت شد . اما مساوات آن بود كه لفظ و معنى برابر باشد و ايجاز آنكه لفظ اندك بود و معنى آن بسيار . از « المعجم فى معايير أشعار العجم » ص 279 .
علماى ادب براى اطناب و ايجاز شرايط و انواعى چند برشمردهاند و گاه مساوات را نيز در مقابل ايجاز و اطناب قسمى خاص و على حده و مستقل قرار نداده و حد فاصلى ميان اين دو قائل نشدهاند ، كه بحث در آن از حوصلهء اين مختصر بيرونست . براى تفصيل ، ر ك : « مفتاح العلوم » ص 150 - 156 ، و « التلخيص فى علوم البلاغة » ص 209 - 235 .