ص 278 بدون انتساب بگوينده آمده است .
مولانا فرمايد :
چو ما رويم ره دل هزار فرسنگست * چو خطوتين دل آمد كجا بود فرسنگ ؟ !
« كلّيّات شمس » ج 3 غزل 1327 بيت 14049
و همو فرمايد :
اين راه بىنهايت گر دور و گر دراز است * از فضل بىنهايت بر ما دو گام گردان
« كلّيّات شمس » ج 4 غزل 2033 بيت 21453
( 32 ) - ص 6 س 10 و 11 درياب كه آتش جوانى . . . الخ اين بيت در « ديوان سيّد حسن غزنوى » ص 325 در ضمن رباعيى ، بدين صورت آمده است :
مى بر كف من نه كه دلم پرتابست * وين عمر گريز پاى چون سيمابست
بشتاب كه آتش جوانى آبست * برخيز كه بيدارى دولت خوابست
( 33 ) - ص 7 س 5 در تن سرانگشتى نه كه چرخى . . . الخ مراد از « چرخ » در اينجا - چه بمعنى كمان سخت باشد و چه نوعى از منجنيق كه بدان تير اندازند ( برهان ) - زخم حاصل از آنست ( از افادات استاد فروزانفر ) از باب ذكر سبب و ارادهء مسبّب يا تسميهء مسبّب باسم سبب . قس :
يك تير بلا نماند در جعبهء چرخ * كان بر دل و جان من زمانه نزدست
« عتبة الكتبة » ص 113 و « التّوسّل إلى التّرسّل » ص 293 ( با اندك تفاوت )
( 34 ) - ص 7 س 6 و 7 فصرت إذا أصابتنى . . . الخ از ( كثرت ) اصابت تير چنان شدم كه چون تيرى بر بدن من خورد پيكان آن تير بپيكان تيرهاى پيشين برخورد و بشكند .
( مراد آنكه دل من ، سراسر ، از تير ( حوادث و بلايا ) پوشيده شده بود . ) اين بيت از متنبّى است ( شرح التّبيان للعكبرى على ديوان ابى الطّيّب احمد