« محاضرات الأدباء » ج 1 ص 139 - 140 و « انوار الرّبيع » ص 254 و « المستطرف فى كلّ فنّ مستظرف » ج 1 ص 241 ( با تفاوتى اندك )
( 28 ) - ص 6 س 5 امّا چكنم كه ايّام مصابرت . . . الخ مولانا فرمايد :
گناه اين بود افتادم بعشقى * چو صد روز قيامت در درازى
« كلّيّات شمس » ج 6 غزل 2652 بيت 28135
( 29 ) - ص 6 س 6 اعوام مهاجرت . . . الخ مراد از اين عبارت بر فرض صحّت نسخه ، محتمل است چنين بوده باشد كه : سالهاى مهاجرت در شدّت تعب و سختى و رنج با قيامت برابر افتاده و معادل گشته است . از « ساق » در اينجا ظاهرا شدّت و سختى اراده شده است ( ر ك : « تفسير مجمع البيان » ذيل آيهء شريفهء
الْتَفَّتِ السَّاقُ بِالسَّاقِ
( سورهء 75 آيهء 29 ) ج 5 ص 401 و « تفسير ابو الفتوح رازى ج 10 ص 177 - 178 ذيل آيهء مذكور ) و از « هم بالا ، « هم قامت » مراد است ، و در اينجا ظاهرا توسّعا در معنى معادل و برابر به كار رفته است .
( 30 ) - ص 6 س 6 و 7
وَ إِنَّ يَوْماً . . .
الآية و بدرستى روزى نزد خداى تو [ به عذاب ] چون هزار سال بود از آنچه شما مىشمريد [ از روزهاى اين جهان ]
( 31 ) - ص 6 س 9 خطوتان و قد وصل :
شيخ فريد الدّين عطّار نيشابورى ، شاعر نامدار ، اين عبارت را در « تذكرة - الأولياء » ج 2 ص 112 در ضمن بيان و ترجمهء احوال ابو المغيث حسين بن منصور حلاج از مشاهير عارفان و صوفيه ، مقتول در سهشنبه 24 ذى القعده 309 هجرى قمرى « طبقات الصّوفيّة » ص 307 - 311 ، بوى نسبت داده است . عبارت « تذكرة الأولياء » چنين است :
« پرسيدند ( يعنى از حسين منصور ) كه طريق بخداى چگونه است ؟ گفت :
دو قدم است و رسيدى ، يك قدم از دنيا برگيريد ، يك قدم از عقبى ، اينك رسيدى بمولى . »
اين عبارت به صورت « خطوتان و قد وصلت » در « جوامع الحكايات » ج 2