جهان تاند « 1 » چنين خرمن بسى سوخت * مُشَعبِد را نبايد بازى آموخت
كدامين سرو را داد او بلندى * كه بازش خم نداد از دردمندى « 2 » ؟ !
از آن سرد آمد اين كاخ « 3 » دلاويز * كه تا جا گرم كردى ، گويدت : « خيز » 225
از ارتفاع خرمن سپهر برخوردارى مجوى ، كه ناپايدار است .
از عين مزيّف مهر كيسه برمدوز ، كه جوزايى « 4 » كم عيار است 226 .
كرهء تند فلك را هيج رايض بر وفق مرام رام نكرده است . توسن بدلگام چرخ را هيچ صاحب سعادت عادت بد از سر بيرون نبرده است . گردون دون پرور ، هيچ كسرى را بىكسرى « 5 » نگذاشته .
جهان جهان ، هيچ تبّع را تبع نگشته « 6 » است « 7 » ،
هامش
( 1 ) سى : داند ، در « خسرو و شيرين نظامى » ص 164 : « جهان خرمن بسى داند چنين سوخت »
( 2 ) سى : زورمندى ، و در اين نسخه اين بيت را پس از بيت دوم اضافه دارد :كدامين ربع را داد او ربيعى * كزان طرفه برون نارد نقيعى ؟ !( 3 ) سى : قصر
( 4 ) سى : زر ، مى : جوزانى . استاد فقيد ، مرحوم ملك الشعراء بهار ، اين كلمه را در « سبكشناسى » ج 3 ص 13 قياسا به « جوزن » تصحيح كردهاند . رك :
« حواشى و تعليقات »
( 5 ) مى : كسرى بىكسرى ، كر : كسرى را بىكسر
( 6 ) مى : تيغ را بتيغ نكشته
( 7 ) سى : نگشته دل بر جهان