شدم ، و راستى از حوالت آن رسالت ، كه حاصلى جز خجالت نداشت ، مىجوشيدم ، و در آنچه بچه طريق رفع آن توانم كرد ، مىكوشيد ، تا آخر كار مطاوعت ، من قرط الأذن 131 ، لازم گشت ، و اگرچه خلاف عادت بود ، و مدافعت سود « 1 » نداشت ، و للّه الحمد « 2 » كه موجب سعادت بود
« عَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ . »
« - 1 » 132
امروز آن سابقهء معرفت در حالتى كه
« ضاقَتْ عَلَيْهِمُ الْأَرْضُ
« 3 »
بِما رَحُبَتْ »
« - 2 » 133 در ساحات راحات آرام داده است ، و آن مقدّمه در وقتى كه طوفان بلا كنار تا كنار جهان گرفته است ، كشتى شكسته بستهء وجود را بجودى
« سَآوِي إِلى جَبَلٍ يَعْصِمُنِي مِنَ الْماءِ »
« - 3 » 134 جاى داده ، و
« الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ » *
« - 4 » 135 كه فى الجمله نسيم صباى قبول از مهبّ اقبال اين پادشاه 136 ، يعنى مرسل إليه ، بر حال من پريشان حال وزيد ، تا يكسرى « 4 » اقوال سرسرى را بمصرّى برداشت ، و نبهرهء احوال مزيّف را سره انگاشت .
هامش
( 1 ) سى : سودى
( 2 ) كر : و الحمد للّه
( 3 ) متن مطابقست با :
كر ، باقى نسخ : ضاقت الأرض
( 4 ) هت ، مى : يك راى
( - 1 ) قرآن كريم : 2 / 216
( - 2 ) قرآن كريم : 9 / 119
( - 3 ) قرآن كريم : 11 / 43
( - 4 ) قرآن كريم : 1 / 2