كه يك لحظه در او آرام گيرد ، و نه مقيم را همسايهاى « 1 » ، كه با او « 2 » سرگذشت حوادث ايّام گويد ،
مدارس آيات خلت من تلاوة * و منزل عزّ « 3 » مقفر العرصات 111 - 11
حدائق و بساتين جنّت صفت :
« خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها . » *
« - 1 » 112 عراص اماكن فردوس آسا :
« قاعاً صَفْصَفاً . »
« - 2 » 113
« وَ كَمْ أَهْلَكْنا مِنْ قَرْيَةٍ بَطِرَتْ مَعِيشَتَها فَتِلْكَ مَساكِنُهُمْ لَمْ تُسْكَنْ مِنْ بَعْدِهِمْ إِلَّا قَلِيلًا وَ كُنَّا نَحْنُ الْوارِثِينَ . »
« - 3 » 114
القصّه از تنگناى اين احوال ، كه از « 4 » شدّت اين اهوال ( ع ) بجاى عرق خون 115 چكد از مسام ، قرار و مقام بر خود حرام گردانيد ، تا در سلك بندگى انتظام يافت ، و در آن هفته بامور عظام كه ارباب اقلام از امثال « 5 » آن عاجز آيند ، چون جمع لشكرهاى اطراف كه از گزاف فراسر آن نتوان رفت ، و مصالح
هامش
( 1 ) مى ، هت : همسايهايست
( 2 ) كر : به او
( 3 ) در « معجم الأدباء » ج 11 ص 103 : وحى
( 4 ) مى : احوال و از
( 5 ) هت ، كر : مثال
( - 1 ) قرآن كريم : 2 / 259
( - 2 ) قرآن كريم : 20 / 106
( - 3 ) قرآن كريم : 28 / 58