اولاد او را دعوت كردى ، و اعتقاد اهل تعليم داشتى « 1 » ، و مظهر كار او در الموت بود ، و بيشتر اهل آن جايگاه به قول او فريفته شدند و دعوت پذيرفتند و او را به خود حاكم گردانيدند . پس از آنجا آهنگ ديگر قلاع و بلاد كردند و بيشتر قهستان بگشودند . مستنضر اسماعيلى از مصر او را عهدنامه فرستاد به نيابت و ولايت .
مدت سى و پنج سال پادشاهى كرد و در ربيع الثانى « 2 » ثمان عشر و خمس مائه وفات يافت . « 3 »
كيا بزرگ اميد
مردى از ديالمه بوده است و در ايام او امير لشكر « 4 » بود و به نيابت او هرجايگه حاكم بودى . چون حسن را روزگار به انجام رسيد او را ولى عهد كرد و او نيز در محافظت مراسم شريعت و رعايت ظواهر سنت مجدّ بود .
مدت چهارده سال پادشاهى كرد و در آخر جمادى الآخر سنة اثنين و ثلاثين و خمس مائه وفات يافت . « 5 »
محمد بن بزرگ اميد
به حكم وصيت پدر پادشاهى يافت و قائممقام او گشت و قدم بر مشايعت او استوار داشت . او را پسرى بود حسن نام و بغايت بداعتقاد بود و پنهانى
هامش
( 1 ) - تعليميان جمعى از فرقهء معروف به باطنى و اسماعيلى مىباشند . اينان قائل به تعلم از امام معصوم هستند چون كه غير از امام را مصون از خطا نمىدانند . تعليميان گويند كه طريق معرفت صانع و ذات و صفات وى را اشكالات بسيار است و ادلهء متعارض و عقول در آن متحير و عاجز ، پس او ليتر آن باشد كه از قول صادق طلبند ( لغتنامهء دهخدا ) .
( 2 ) - الف : « ربيع الاول »
( 3 ) - تاريخ صعود حسن صباح بر قلعه الموت ، ششم رجب سال 483 و وفات او در شب چهارشنبه 26 ربيع الثانى 518 هجرى قمرى است . ( لغتنامهء دهخدا ) .
( 4 ) - همهء نسخهها : « لشكركش » .
( 5 ) - از سال 518 تا سال 532 هجرى قمرى .