قائم مقام پدر بود در نيابت عم [ مدت سه سال ] « 1 »
السلطان ابو الفتح مسعود بن محمد
بعد از برادر « 2 » هفده سال سلطنت عراق كرد « 3 » و در ايام او وقايع بسيار بود . غزان بر سلطان سنجر خروج كردند . ميان او و برادرش محاربت افتاد و موالى ايشان دم از استقلال زدند مثل اتابك ايلدگز در آذربيجان و اتابك پهلوان در عراق ، و سلغريان بر ملكشاه كه برادرزادهء وى بود خروج كردند .
السلطان مغيث الدين ابو الفتح ملكشاه بن محمود بن محمد
سلطان مسعود بن ملكشاه ، برادرش محمد را با اتابك بوزابه « 4 » و تاج الدين وزير « 5 » به پارس فرستاده بود و چون سلطان به بغداد بود بوزابه ايشان را به اصفهان آورد و محمد را بر تخت نشاند و « پنج نوبت » زد . سلطان آهنگ ايشان كرد [ بوزابه پذيرهء وى شد با لشكر و كشته شد و سلطانزادگان باز به پارس آمدند . و سلغريان خروج كردند ] « 6 » و از ايشان بگريختند . چون عمش نماند باز به جاى وى نشست و التفات به اميران نمىكرد . بعد از چهار ماه امراء متفق شدند و به ضيافتش بردند و موكل بر وى گماشتند .
هامش
( 1 ) - ب و ج ندارند . طغرل از جمادى الآخر 526 تا محرم سال 529 حكومت كرد .
( 2 ) - ب : « پدر » .
( 3 ) - از سال 529 تا سال 547 هجرى قمرى .
( 4 ) - اتابك بوزابه در زمان الب ارسلان سلجوقى حاكم فارس بود و در جنگى كه ما بين او و سلطان مسعود ما بين اصفهان و همدان روى داد كشته شد ( شد الازار ، ص 372 )
( 5 ) - ابو الفتح تاج الدين دارست شيرازى از وزراى سلجوقيان است كه چندين بار وزارت سلطان مسعود را داشت . او با همكارى عباس بن طغايرك و عباس والى رى « باندى » عليه خواجه نظام الملك تشكيل داده بودند و بههمين خاطر در يكى از نشيبهاى سياسى ، اطرافيان خواجه نظام الملك او را قطعهقطعه كردند . براى شرح حالش رجوع شود به منابع معتبر تاريخى چون شد الازار ، اخبار الدولة السلجوقيه ، تجارب السلف ، حبيب السير و . . .
( 6 ) - الف ندارد .