تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نظام التواريخ ( فارسى ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣

السلطان يمين الدوله ابو القاسم محمود بن سبكتكين

در سنهء سبع و ثمانين و ثلاث مائه ناصر الدين سبكتكين وفات يافت و قيادت جيوش به حكم وراثت و تفويض نوح بن منصور بر او قرار يافت . و چون عبد الملك از وى منهزم گشت قوتى و شوكتى تمام يافت و به ولايت خراسان و سجستان مستقل شد ، و از دار الخلافه به تشريف و عهدنامه محظوظ گشت و « سلطان » لقب يافت . بعد از آن به‌جهت استغاثتى كه از ظلم اولاد فخر الدولهء ديلمى به وى مىرسيد عزيمت جرجان و عراق كرد و از ايشان استخلاص كرد و به جانب هند رفت و بسيارى از قلاع و بلاد ايشان بگشود و بتكده‌ها خراب كرد . به آخر الامر اسرائيل بن سليمان بن سلجوق را از ماوراء النهر بخواند و به‌سبب مخافتى كه از كثرت ايشان داشت او را به قلعهء كالنجار از زمين هند فرستاد و آن جايگاه بمرد . و سبب خروج ايشان و سبب ضعف اولاد او ، در گرفتن او بود . در سنهء عشرين و اربع مائه وفات يافت . « 1 »

السلطان مسعود بن محمود

سلطان محمود وصيت كرده بود تا سلطنت خراسان و عراق مسعود را باشد و ملكى هند و غزنه محمد را . مسعود از برادر خود التماس كرد تا او را در خطبه‌اش شريك گرداند . محمد اجابت نكرد . پس مسعود آهنگ غزنه كرد . و پيش از وصول او يوسف بن سبكتكين ، محمد را اسير كرد و به قلعهء بلباد « 2 » فرستاد . پس چون مسعود برسيد يوسف را نيز محبوس كرد و تمامت ممالك پدر در حكم خود آورد و به انفراد در آن تصرف نمود . در آن ايام آل سلجوق از جيحون بگذشتند و به خراسان آمدند و مسعود را
هامش
( 1 ) - سلطان محمود سى و يك سال - از سال 388 تا سال 421 - سلطنت كرد . ( 2 ) - نام اين قلعه در تاريخ گزيده و نسخه‌هاى خطى اين كتاب - بجز نسخهء ب كه در متن قرار داده شده - نيامده اما در شرح حال او در لغت‌نامه به نقل از تاريخ بيهقى و لباب الالباب قلعه‌هاى كوهتيز و منديش و نغر آمده است .