المنتصر اسماعيل بن نوح
چون عبد الملك اسير گشت او بگريخت و به خراسان رفت و از آن جايگه به جرجان و رى شد و باز به خوارزم رفت و از هيچ آفريده بوى وفا به مشام آن مظلوم نرسيد بلكه از همگنان رنج و زحمت يافت و سلطان محمود راهها بر وى بسپرد « 1 » . اتفاقا شبى به حلهء بنى بهيج الاعرابى فرودآمد و آن جايگه او را هلاك كردند و ايام سامانيان به آخر رسيد . « 2 »
هامش
( 1 ) - سپردن در اينجا به معنى بستن و مسدود كردن است .
( 2 ) - قتل منتصر در سال 395 بوده است .