تهديد به اعمال و هرزگيهاى سابق آنها كرده كارشان را تمام نموده دو روزه راه مىاندازد كه بدون ادعاى حقوقى با شكرگزارى تمام مىروند . سواره ايلات متعلق به حاجى سعد الملك را حسابشان را رسيده سه ماهه به آنها مىدهم دو سه روزه آنها هم به دعاگويى تمام مىروند .
حسب الحكم مبارك اسماعيل پاشاى سرتيپ ماكويى براى مطالب خود مانده كه شرفيابى حاصل نموده برود . نشان و مرحمتى كه در حق فوج قهرمانيه بايد مرحمت شود جناب آقا اظهار كرده آنها را براى اميدوارى خدمتگذاران و جان نثاران گرفته مىرساند . توپچى تبريزى كه به جهت ساخلو لرستان و عوض شدن پنجاه روز بود كه نقل مكان كرده در كاروانسراى بيرون شهر بود و به موجب برات طلب آنها را مىبايست بدهند چون همه تنخواه آنها اشكال داشت بدهند قرار داد طلب مامورين را عجالتا بدهند كه آنها رفته باشند متوقفين تهران را بعد داده باشند .
ديروز قرار تنخواه آنها را داده تا ورود موكب همايون آنها هم رفتهاند و از عوض ساخلوى توپخانه در ولايات ديگر جايى نمانده و نداريم كلا عوض شدهاند و متوقفين خانه رفتهاند و مشغول دعاگويى وجود مبارك خواهند بود . در باب ارباب مناصب او رامان و خراسان گفتگويى كه در خدمت جناب آقا كردم و بخودشان هم معلوم نمودم تفصيلى دارد كه خودشان هم تصديق مرا فرموده چون اين غلام از اول اطلاعى بههم رسانده و وعده وعيد بىقاعده داده شده و خيال اين غلام كرده كه باز مىتوان به تحت قاعده آورد چون زمان شرفيابى نزديك است حضورا عرض مىشود به هرچه راى مبارك قرار گيرد مجرا و اطاعت خواهد شد . در باب دستو رالعمل و تكليف روز ورود موكب همايون به سلطنتآباد اين غلام نمىداند كه راى مبارك چيست و چه قسم رفتار بود ؟ مستدعى است كه مقرر فرماييد از آن قرار اطاعت نمايد . شرحى سليمان خان صاحب اختيار « 1 » نوشته بود و شرحى عميد الدوله نوشته بود كه نوشته عميد الدوله را خدمت
هامش
( 1 ) . سليمان خان افشار قاسملو ملقب به صاحب اختيار ، رئيس ايل افشار مقيم ساوجبلاغ قزوين و نوه نصر الله خان افشار معروف به زهرمار خان بوده در سال 1245 ق وارد خدمت دولت شد . در سال 1249 ق داماد فتحعلى شاه شد . در سال 1284 ق مامور استرآباد و رئيس قشون آنجا بود . در سال 1285 ق به حكومت و فرماندهى قواى گرگان منصوب و روانه گرديد . در اوايل سال 1286 ق ملقب به صاحب اختيار شد و حكومتش در گرگان هفت سال طول كشيد . در سال 1292 ق به تهران احضار شد . چيزى از احضارش نگذشت كه در همين سال دوباره به حكومت گرگان منصوب و اعزام گرديد . در سال 1269 به رياست قشون خراسان منصوب شد . در سال 1300 ق براى تعيين حدود شمال خراسان و گرگان بين روس و ايران مامور شد و در سال 1309 ق در تهران درگذشت . ر . ك . مهدى بامداد ، همان ، چ 4 ، جلد سوم ، ص 397 .