معارف اوّليّهء ما است امّا نه از راه توالد موضوعى بلكه از رهگذر توالد ذاتى پس بنابر عقيدهء مكتب ذاتى ، يك قسم از معارف ، عبارت است از معارف اوّليّه كه جزء عقلى قبلى معرفت را تشكيل ميدهد و زيربناى معرفت بشرى بطور عموم است .
و قسم ديگر معارف ثانويهايست كه نتيجهء آن معارف اوّليه است از طريق توالد موضوعى .
و قسم سوّم معارف ثانويّهاى است كه نتيجهء آن معارف اوّليّه است از طريق توالد ذاتى .
و مثال معارف اوّليه : قانون استحالهء اجتماع نقيضين و ارتفاع نقيضين است كه مكتب ذاتى - مانند مكتب عقلى - آن را معرفت عقلى قبلى ميداند و مثال معارف ثانويّه كه بطريق توالد استنتاج شده است : قواعد هندسهء اقليدس است كه از بديهيّات همين هندسه بطريق توالد موضوعى استنتاج شده است .
و مثال معارف ثانويّه كه از راه توالد ذاتى استنتاج شده است : همهء تعميمات استقرائى است ، زيرا تعميمات استقرائى ، از مجموع مثالها و شواهدى استنتاج شده است كه هيچگونه تلازمى ميان آن مثالها و اين تعميم يافت نميشود ولى علميكه ما بتعميم داريم منشأش علم به همان مثالها و شواهد است البتّه براساس توالد ذاتى .
و چون ما قضاياى ثانويّهايرا كه از طريق توالد موضوعى استنتاج شده و راه استنتاج آنها را بررسى كنيم مىبينيم كه هرقضيّهاى از اين نوع قضايا در استنتاجش بطريق توالد موضوعى به دو دسته از قضايا مستند است دستهء اوّل قضايائى است كه با خصوص نتيجهگيرى آن قضيّهء معيّنه ارتباط دارد .
و دستهء دوّم قضايائى است كه ثبوت ملازمه را ميان دستهء اوّل و قضيّهاى كه نتيجهگيرى شده است از نظر توالد موضوعى مقرّر ميدارد .
و اين قضاياى تلازم به خودى خود ، جنبهء عموم و شمول دارد و چنان نيست كه در نتيجهبخشى قضيّهاى مؤثّر باشد و در نتيجهبخشى قضيّهء ديگر مؤثّر نباشد
الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 140
مساهمون: السيد محمد باقر الصدر
ص١٤٠