رود را بين به شكل كاهكشان * دامن آسمان ازو بستان
نغز بنگر اساس دلبندش * وضع دروازهء سمرقندش
گر بدروازهء هرات روى * بتماشاى كاينات روى
گر بجلگاى او روى ناگاه * بنگرى دشت سبز نزهتگاه
نيست صحراى تازهء خرم * همچو جلگاى طوس در عالم
اين سواد بهشت رضوانست * يا سياهى اردوى خانست
كه نمودست ظاهر و پيدا * كرده در يادگار خانى جا
تا جهان هست باد دولت خان * شاه عالم محمد شيبان
ديده آفاق كامرانى ازو * دلگشا يادگار خانى ازو
موكب عالى بعد از فراغ زيارت متوجه اردويهء همايون شدند و چون در حوالى مشهد مقدس و يادگار خانى چند گاهى عزم اقامت فرمودند و در ييلاقات آن مملكت سيرى بتأنى و تدريج مىنمودند سفر بخارا روى در انتها آورد زيرا كه ملقاى عصاى اقامت را اين بلاد فرمودند درين تابستان و مقاصد كتاب مهمان - نامهء بخارا انتها يافته بدين اقامت رسيد چه حضرت خان عاليمكان بجانب دولت - خانه در كنف سعادت و سلامت رسيد .
و الحمد للّه على ذلك و صلى اللّه على سيدنا محمد و آله و سلّم . [ 152 ر ]