تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
« خوش خبر » نام فرمودند و حكم همايون عزّ صدور يافت كه سلطانان متوجه آن صوب گردند كه اين غلام از آن نشان ميدهد و بايد كه بر اخبار آن غلام چون مخبر دو وصف نقص در شهادت داشت يكى رقيّت و ديگر طفوليّت بسيار اعتماد نمايند و ابواب تيقظ و هوشيارى برگشايند و غايت « 1 » حزم و احتياط نموده اصلا ميل بتعّف و اختباط نكنند بدين موجب [ 104 ر ] سفارش فرمودند و جميع سلاطين با خواصّ عساكر و مردمان اطراف و فى الجمله هركرا ميل غارت و اولجه بود آن غلام را دليل ساخته روى در راه نهادند .

وصف شب ايلغار جهة تاخت

و شبى كه سپاه گردون پناه كواكب ثواقب سر در عقب هندوى چرخ كيوان نهاده و لشكرى بىشمار انجم جهة غارت ملك خاور در شاهراه مجرّه افتاده بودند . جيش زنگى حبش بر سپاه شاه باختر تاخت آورده و سپاه شب سياه بر ترك خرگه - نشين روز شبيخون برده . لشكر بىشمارهء ستاره از مشرق به مغرب تاخته و مشعل نسر طاير در عرصهء آسمان بر سر راه ايشان برافراخته بود . ابيات
شبى تيره مانند قير سياه * ز انجم فلك بر نشانده سپاه
ز جوزا كمر بسته چرخ بلند * كه در ملك مغرب شبيخون فكند
ز برجيس مشعل برافروخته * در آن ره چراغ شهب سوخته
كواكب همه روى كرده بغرب * فروزنده از آتش تاب حرب
عجب غافلند انجم بىپناه * كه مهر فلك تاخت آرد پگاه « 2 »
حضرات سلاطين عظام لشكرها مرتب داشته و رايت جدال جهة تاخت و قتال برافراشته از اردويهء همايون روان شدند . آن سپاه خونخوار در غلاف شب تيره همچو [ نيزه ] به خون دشمن دندان تيز و همچو تير در پى دشمن راه پيما و فتنه انگيز .
هامش
( 1 ) - در اصل : و از غايت . ( 2 ) - در اصل : به كار .