مغزتر كند و غارتى قزّاق * خصم ازيشان گريخت تا قبچاق
اوزبك ارچه سفيد پيشانيست * همه از بخت خان شيبانيست
صبح صادق ازو دميده بشرق * نور احسان ازو رسيده بشرق
گرنه او راه لطف بگشودى * از قزاق آدمى نمىبودى
تا جهان باد ، باد امام جهان * خان عالم محمد شيبان
خلّد اللّه ظلّه ابدا * و به يدرك الورى رشدا
ناگاه صبح صادق اقبال دميد و آفتاب تخت خلافت از افق جلال رسيد و عاليحضرت خان عاليمكان شرف خدمت والدهء معظّمه دريافته و بمقتضاى « الجنّة تحت اقدام الامهات » بصوب استشمام روايح ، جنة عدن شتافته ، با نور طاعت وزىّ خلافت بيرون فرمودند عمامهء عبادت بجاى تاج جمشيدى بر سر بسته و بعوض گوشهء تاج مرصّع ملوك طرّه مطرّا از سيرت نبوى گذاشته و به لباس سفيد بدن مبارك را مزيّن ساخته ما باتفاق حضرات سلاطين عظام و علماى كرام و امراء عظام عزّ سلام و تهنيت عيد مبارك دريافتيم .
وصف قپق
جمله سلاطين عالى كه هر يك جمشيدى صاحب اقتدار بودند در موكب همايون سوار گشته در طريق كمال ادب و خدمت شتافتند و حضرت خلافت پناهى بر سيرت خلفاء در اعياد سوار گشته بميدان قپق زدن در آمدند و قپق بر معبر آن حضرت بود بعيدگاه و جوانان زور آزماى جهة تقويت رمى كه فرمودهء
« أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ »
« 1 » با تفسير صحابه در آنكه مراد از « قوة » اينجا انداختن تيرست بران تحريض فرموده ، بقپق تاختن مشغول بودند . چه قپق ! شاخى همچو
« شَجَرَةً مِنْ يَقْطِينٍ »
« 2 » كدو بر سر ، يا مردى پهلوان كه پيش تير كدوى سر پيش كرده سروى آزاد ، فامّا با وجود آزادى از سنگ تير جوانان رستگارى
هامش
( 1 ) - سورة الانفال قسمتى از آيهء : 60 .
( 2 ) - سورة الصافات قسمتى از آيهء : 146 .