طبيعى درگذشت .
ذكر سلطنت سلطان اويس
به غايت پادشاه رحيمدل ، سليم القلب ، عادل بود . در زمان او مجموع كمالات به درجهء كمال رسيد و جمهور عوام و خواص در زمان او آسوده و مرفه الحال بودند و در فضايل و كمالات او سلمان ساوجى قصايد بسيار دارد .
ذكر سلطنت حسين بن اويس
به غايت صاحب جمال بود و پيوسته با جمال خود عشق مىورزيد . در خلوت ، مقنعه در سر خود مىكرد و به آئينه مىنگريست و زارزار مىگريست . برادرش احمد بر او خروج كرد و به مدد قرا احمد تركمان او را بكشت .
ذكر پادشاهى سلطان احمد بن اويس
تا اوان توجه حضرت سلطان غازى به آذربايجان حكومت كرد به استقلال ، و اما بعد از آن منهزم شد و اكثر اوقات در هزيمت و غربت بسر مىبرد . و بعد از وفات سلطان غازى بغداد را بارو كشيد و نيكو ضبط كرد . بعد از آن لشكر جمع كرد و متوجه تبريز شد و به تبريز آمد و به دست قرا يوسف تركمان كشته شد .
ذكر طاهر بن احمد
بر پدر خروج كرد و تا نه ماه بغداد را به دست فروگرفت و هم در جنگ پدر در نهرى عميق غرق شد .