به كيفر آن رسيد و كيفيت آن در صدر نوشته شده و در جمول وفات نيز مرقوم است .
ذكر ملك اشرف بن تيمور تاش بن چوبان
ياساق سخت داشت و حرصى تمام ، چنانچه قبور سلاطين را بگشاد و جواهر و آلات بسيار از قبرهاى ايشان بيرون آورد .
ذكر پير حسين
در اوان دولت او فارس به غايت معمور بود و در باب فضايل او مولانا جلال الدين طبيب و خواجوى كرمانى قصايد و كتب بسيار دارند ؛ و تا اكنون هر نسخهء غريب كه در فارس به دست افتد از كتابخانهء او باشد .
ذكر طبقهء اولاد چوبان ذكر جلوس ملك اشرف چوبانى
شخصى به غايت قهار جبار بود ، چنانچه دخمهء سلاطين مغول را بگشاد و تا كفن و آنچه در آن حفرات مدخر بوده بستد . نخست كه امور مملكت به دلخواه منتظم گردانيده برادرزادهء خود پير حسين بن شيخ محمود را به حكومت فارس و عراق نامزد گردانيد . بعد از آنكه پير حسين خاصر و خايب از فارس بازگرديد ، اشرف متوجه استخلاص اين ممالك شد . نخست كه به اصفهان رسيد اهالى آنجا را بفريفت تا از طريق غدر فتح كند . از پيش نرفت . خواست كه جنگ دراندازد . از كوچه باغ نيز مجال گذشتن ميسر نشد . از لج اصفهانيان روى به تخريب نواحى نهاد و كرتمان را كه بر كنار زندهرود واقع است ، محاصره نمود . بعد از جنگ و حملهء بسيار مأيوس بازگرديد و روى به فارس نهاده در باغ مسعودآباد فرود آمد . نيمروزى رنود و اوباش شهر شبيخون آوردند . اكثر لشكر اشرف به تاخت و تالان متفرق گشته بود .
از صدمهء تير دلدوز و شعلهء شمشير آتشافروز بىآنكه مقاومتى توانند كرد به يك