9 [ طغاتيموريان ] ذكر جلوس طغاتيمور خان
از اوروغ او موسم قلاغاى بوده است ، به اتفاق سربدال سبزوار و سرداران مازندران و قومش و طبرستان خروج كرد و مملكت را تحت فرمان خود درآورد .
بعد از آنكه امور مملكت نظام و انتظام يافت ، دست تغلب بر معاندان و معاونان خود بگشود و نخست به قلع اثر سربدال مشغول شد . چون دولت مساعد نبود ، ميسر نگشت و ناخبر به دست ايشان مقتول گشت . پنجاه و يك سال عمر داشت و هفت سال حكومت كرد .
ذكر جلوس لقمان پادشاه بن طغاتيمور خان
بعد از پدر به معاونت امير ولى ، در استراباد بر تخت نشست ، اما هنوز آشوب سربدال فروننشسته بود ، عاقبت الامر جمعى از بدنفسان [ امير ] ولى را بر آن داشتند كه او را بگيرد . لقمان پادشاه به وقت افتاد و عنان فرار به طرف ماوراء النهر معطوف ساخت و به درگاه عالمپناه حضرت سلطان غازى ملتجى شده ، بعد از چند سال كه در آن حدود به غربت بسر برد آخر الامر از يمن التفات حضرت سلطان غازى بعد از آنكه مازندران از دست [ امير ] ولى مستخلص شد ، حضرت سلطان غازى حضرتش را در استراباد بنشاند و تا ديرى در حكومت بسر برد .