را كه متصل به خشكى است به سنگ و ماسه و خشت پخته برآوردند و طول « 1 » ديوار سى و پنج گز و عرض چهار ديوار قلعه پانزده گز و ارتفاع آن چون عرض خندق بيست گز و ميانهء هر دو سنگ را به قلاب آهنين پيوند كرده فرجها و درزها را به سرب گداخته مستحكم گردانيده كنگرهها و سنگاندازها به مثابهيى بلند و خوشنما كه نظر تماشايى در آن حيران بماند و بر بروج دريا رويه قلعه غرفهيى ساخته كه به زعم فرنگيان مخصوص پرتگال و اختراع ايشان است و فرنگيان در ساختن آن چوكندى خيلى مانع آمده دست به محاربه و مجادله گشادند و عاقبت از در صلح درآمده مبلغهاى كلى قبول نمودند تا آن چوكندى را بر طرف سازند .
خداوند خان به تعصب و حميت اسلام همت عالى را كار فرموده هيچ قبول نكرد و بر رغم آن جماعت خاطر از آن عمارت در اندك مدت پرداخت و حكومت آن قلعه را در همان روز به پسر قليج خان سپرده ، چهاردهم ذى قعده متوجه احمدآباد شدند و در آن ايام محاصره قضيهيى چند روى نمود ، اول آنكه ميرزا شرف الدين حسين را كه تا ده سال آواره مىگشت و آخر به دست بهارجيو راجهء ولايت بگلانه « 2 » افتاده مقيد ساخته در نظر آوردند و بىادبانه و بىاخلاصانه مىخواست كه به پند او را تنبيهى نموده به موكلان سپردند و در منزل بهروج والدهء چنگيز خان از دست جهجار خان حبشى كه به ناحق قاتل چنگيز خان بود دادخواهى نمود و التماس قصاص كرد و بعد از تحقيق قضيه قاتل قايل شد و در پاى فيل انداختند و هم در آن ايام محاصره سورت ابراهيم حسين ميرزا بعد از شكست از مقام سرنال در حدود پتن رفته به محمّد حسين ميرزا و شاه ميرزا ملحق گشت و از براى تخليص قلعهء سورت تدبيرى انديشيده كنكاش چنان يافتند كه ابراهيم حسين ميرزا به جانب هندوستان به قصد فتنهانگيزى آيد و محمّد حسين ميرزا و شاه ميرزا به اتفاق شير خان فولادى پتن را محاصره نمايند تا شاهنشاهى را به زعم ايشان دودله گشته به احمدآباد آمدن لازم خواهد بود و سيد احمد خان بارهه در پتن متحصن شد و جنگهاى مردانه كرد و قطب الدين محمّد خان با ساير امرايان نامور كه جايگيرداران مالوه و چنديرى باشند به كمك سيد احمد خان رسيدند و رستم خان و عبد المطلب خان و شيخ محمّد
هامش
( 1 ) . در هر سه نسخه چنين است .
( 2 ) . در متن فارسى : يكلانه .