تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
قلعه بندان مسدود گردانيدند و هم‌زبان و ساير قلعه‌نشينان مولانا نظام الدين نام طالب علمى زبان‌آورى را از روى عجز و انكسار و مسكنت براى طلب امان بيرون فرستادند تا به وسيلهء امرا ملازمت نمود و التماس اهل قلعه به درجهء قبول افتاده و او را با مژدهء امان رخصت دادند و قاسم على خان بقّال و خواجه دولت ناظر را نامزد گردانيدند تا هم‌زبان و تمام قلعه بندان را دلاسا داده به ملازمت بيارند و جمعى از محرران متدين نيز به جهت نام‌نويسى مردم و ضبط اموال متعين شدند تا همه را از نظر بگذرانيدند . از آن همه مردمان هم‌زبان را كه در زمان تحصن سخنان بىادبانهء گستاخانهء جلفانه از او به ظهور آمده بود با چندى ديگر بعد تأديب و تنبيه بليغ به موكلان سپردند و ديگران را به تمام جان‌بخشى فرمودند و اين فتح به تاريخ بيست و سوم شهر شوال سنهء ثمانين و تسعمائة ( 980 ) روى نمود و اشرف خان مير منشى اين قطعه گفت كه :
كشورگشاى اكبر غازى كه بىسخن * جز تيغ او قلاع جهان را كليد نيست تسخير كرد قلعهء سورت به حمله‌يى * اين فتح جز به بازوى بخت سعيد نيست تاريخ فتح شد كه عجب قلعه‌يى گرفت * اينها به دولت شه عالم بعيد نيست
و روز ديگر به تماشاى قلعه رفته حكم مرمت و تعمير به شكست و ريخت آن فرمودند و در اثناى آن تماشاى چند ديگ بزرگ و ضرب زنگ عظيم كه سليمان سلطان خواندگار روم در وقت عزيمت تسخير بنادر گجرات با سپاهى گران به راه دريا روانه ساخته آخر به تقريب مانعى آن لشكر بر طرف شد و آن ديگ‌ها از آن زمان باز در كنار دريا مانده و خداوند خان وزير در زمان تعمير سورت همه را درون قلعه آورد و آنچه ماند حاكم جوناگره در آن قلعه كشيده بود به نظر درآمد و فرمودند تا از آنجا كه چندانى در كار نيست و در قلعهء آگره بردند . و مىگويند كه باعث بناى خداوند خان اين قلعه را آن بود كه فرنگيان انواع ضرر و ايذا به اهل اسلام مىرسانيدند و در تخريب بلاد و تعذيب عباد مىكوشيدند و در هنگام شروع در تعمير تقصير در انداختن خلل ننموده اول آتش‌بازى بسيار به كشتىها سردادند و به جايى نرسيد و بنايان مهندس آيين دقيقه‌شناس اساس محاوطهء قلعه را به آب برده و خندق نيز همچنان عميق كنده ديوار دو طرف حصار