حملهء كرگ و دل شير و دم گرگم چو نيست * مىروم با پيلبار غم به استقبال يار
در دهان شير و پاى كرگم و اين گرگ پير * داردم پر اشك پيل از عشق يار چون نگار
يار با شمشير و قبضهء كرگ پويان همچو گرگ * من چو پيلم بر پى او با تنى مانند تار
بعد كرگ جوشن گرگ سپهر پيلگون * شيرگير چرخ پيدا شد چو شمع شهريار
ركن دنيا شاه پيلافكن به گرز شير سر * كز سمند كرگ پويش كار بر گرگست زار
ديدهء گرگ فلك از شير گرزش رنگ رنگ * كوههء كرگ زمين از پاى پيلش غارغار
پيل پيكر گرزش از گرگان كند بيشه تهى * كرگ پويه چنگش از شيران ستاند مرغزار
دور باش دسته كرگش در دل گرگ سپهر * كرگ همچون پيل پايش كرده شيران را فگار
از سرِ ژوپين شيرِ گرز او بر كرگ و پيل * آن رسد كز تيغ رويين تن به جان گرگسار
اى ز شير گرز كرگ انداز پيل آساى تو * گور بر گرگين به سان چاه بيژن تنگ و تار
عكس تيغ نيلگونت گر زند بر شير و كرگ * ديده چون عناب گرگانى كندشان را چو نار
باد شير رايتت بر خاك عالم چون وزد * كرگ مست از پيل و گرگ از ميش خواهد زينهار
چون تو گرز پيل پيكر بر گدايى بفكند * شير دندان گرگ ناخن زهره كرگ و مهره مار
منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 57
مساهمون: توفيق سبحانى
ص٥٧