ذكر پادشاهى كيومرث « 1 » كه مقدم « 2 » ملوك « 3 » عجم است
مورّخ كه تاريخ عالم نهاد * ز گفتار موبد چنين كرد ياد
كه تا كرد بنياد گيتى خداى * ز شاهان با فرّ و فرهنگ و راى
نخستين خديوى كه كشور گشود * سر پادشاهان ، كيومرث بود
چو زينت گرفت از رخش تخت و تاج « 4 » * بينداخت از مرد دهقان خراج
به داد و دهش خلق را وعده كرد * جهان را به نام نكو زنده كرد « 5 »
ازو گشت پيدا سخنگسترى * رعيتنوازى و دينپرورى
نه آن كرد با مردم « 6 » از مردمى * كه آيد در انديشه آدمى
به آزردن كس نياورد راى * برون از خط عدل ، ننهاد پاى
به بازارگانان رها كرد باج * نجست از مقيمان شهرى خراج
ز ديوان دهقان قلم برگرفت * ز بيچارگان هم الم برگرفت
كارآزمايان گردش روزگار و مشكلگشايان قصص و اخبار ، چنين اخبار مىكنند كه شاه كيومرث از اسباط * 1 مهيائيل بود و امام حجة الاسلام محمد الغزالى نوّر اللّه مرقده در كتاب نصيحة الملوك ذكر مىكند « 7 » كه برادر شيث بود و جمعى گويند از اولاد نوح
هامش
( 1 ) - ب : - كه
( 2 ) - ج : نخستين
( 3 ) - ج : پادشاهان
( 4 ) - ج : چو زد تكيه بر تخت و بنهاد تاج
( 5 ) - اساس : در حاشيه « زنده كرد » .
( 6 ) - ب : با مرد آن مردمى
( 7 ) - ب و ج : كرده