رمح زرين شهاب و مهرهء سيمين ماه * گوى چوگان اتابك نصرة الدين احمد است
از تنور گرم گردون چون برآيد قرص خور * ريزهء خوان اتابك نصرة الدين احمد است
ماه نو چون حلقه در گوش فلك دانى كه چيست * نعل يكران اتابك نصرة الدين احمد است
[ آن « 1 » جراحت چيست هرشب كز فلك خون مىچكد * زخم پيكان اتابك نصرة الدين احمد است
] با خرد گفتم كه فهرست كتاب عدل چيست * گفت عنوان اتابك نصرة الدين احمد است
گفتم اين طغراى دولت چيست بر منشور ملك * گفت فرمان اتابك نصرة الدين احمد است
[ گفتم « 2 » اين باران رحمت چيست بر آفاق ، گفت * فيض احسان اتابك نصرة الدين احمد است ]
گفتم اين قصر مشيد * 150 برتر از افلاك چيست * گفت ايوان اتابك نصرة الدين احمد است
آيت تمكين و تعظيم و نوال معدلت * جمله در شان اتابك نصرة الدين احمد است
و اين معانى كه تقرير و تحرير از ضبط و شرح آن « 3 » قاصر است ، از سر يقين صادق دامنگير هيچ پادشاه نشود و اين مكارم اخلاق و حسن اشفاق ، لاسيما به اوقات غيظ و غضب ، جز به قوت دين درست و اعتقاد پاك در باطن هيچ صاحبقران « 4 » * 151 ظاهر نگردد . زهى كمال حزم و بيدارى و وفور لطف « 5 » و دلدارى و شمول رأفت و مرحمت و سبوغ « 6 » احسان و مكرمت :
هذى المكارم لاقعبان من لبن * شيبا بماء فصارا بعد ابوالا
هذى المآثر لاثوبان من يمن * خيطا قميصا فعادا بعد اسمالا * 152
حق سبحانه و تعالى سايه معدلت اين پادشاه صاحب دولت و شهنشاه همايون طلعت « 7 » و شهريار گردون حشمت و ميمون دولت را تا دامن قيامت بر سر كافّهء خلايق « 8 » مبسوط « 9 » و گسترده دارد و آفتاب سلطنت او را از وصمت كسوف صروف و معرّت * 153
هامش
( 1 ) - اساس : ندارد .
( 2 ) - اساس : ندارد .
( 3 ) - ج : + عاجز .
( 4 ) - اساس : صاحب فرمان .
( 5 ) - ج : رحمت
( 6 ) - ج : شيوع
( 7 ) - ج : فطرت .
( 8 ) - ب و ج : خلق
( 9 ) - ب و ج : + مظل