در ربود * 26 و ساعى احسانش چون به مساعدت كليم برخاست « 1 » ، لگام امساك بر سر آب موّاج ، طوفان نوح « 2 » كرد * 27 . شعر « 3 »
چون نسيم عنايتش بوزيد * بر دل سالكان راه هدى
نار نمرود شد بهار خليل * آب دريا و قايهء موسى * 28
به كرم عميم و نعم جسيم از خزانه
أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى
* 29 هريك را از آحاد كاينات به خلعت صورى درخور مخصوص كرد و به لطف كامل وجود شامل از جامه خانه
إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْناهُ
« 4 »
بِقَدَرٍ
* 30 هرفرد « 5 » از افراد ممكنات به لباس كرامتى لايق بياراست و از امتزاج جواهر سماوى و ارضى * 31 ، حقيقت آدمىزاد را كه على الاطلاق اشرف آفرينش است و به اتفاق اتم اهل بينش ، و به توسط اشراق انوار عقول ، زبده و خلاصه دوران و صفاوه و نقاوه * 32 اركان كه
وَ فَضَّلْناهُمْ عَلى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضِيلًا
* 33 ظاهر و پيدا « 6 » گردانيد .
دو عالمى تو و خود را نكو نمىدارى * ترا رسد به جهان سركشى و جبّارى
همت ز عالم امر است ، جان « 7 » روحانى * همت ز عالم خلق است جسم مقدارى
ستارگانت قواها و آسمان ، اعضاست * به جسم ، خاكى و بادى و آبى و نارى
ز جوهر و كم و كيف و متى و وضع « 8 » وجده * ز أين و فعل و قبول و مضاف ، « 9 » خط دارى * 34
هزار سال اگر مدح خويشتن گويى * به جان تو كه حق خود تمام نگزارى « 10 »
مسرع * 35 فكر گيتى نوردش به عالمى رسد كه كيفيت عواقب امور پيش از ظهور ، به علم اليقين * 36 بداند و بريد و هم آفاق گردش ، راه به منزلى برد كه كميت مقادير اشياء قبل الوجود ، به عين اليقين * 37 ببيند .
هامش
( 1 ) - اساس : برخواست .
( 2 ) - ب و ج : - نوح
( 3 ) - ب و ج : - شعر .
( 4 ) - ب و ج : انا خلقناه كل شىء به قدر .
( 5 ) - ب و ج : فردى .
( 6 ) - ج : هويدا .
( 7 ) - ب : + واو .
( 8 ) - ب : - واو .
( 9 ) - اساس : مصاف ، ج : خوانده نشد .
( 10 ) - ب و ج : نگذارى .