( * 1 / 28 ) - قمّه : به كسر اول ، بالاى هرچيز ، سر هرچيز .
( * 29 ) - يا اهل البغى و الطّغيان . . . : اى گمراهان و سركشان شما را به سستى و خوارى بشارت باد .
( * 30 ) -
لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ . . .
: باز آنكه سرنوشت آنها در قضاى الهى كشته شدن است از خانه به قتلگاه خود البته بيرون مىآمدند . آيه 154 سوره 3 ( آل عمران ) .
( * 31 ) -
بِما كُنْتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ . . .
: چون در زمين بناحق ( ظلم ) و تكبر كرديد و راه فسق و تبهكارى پيش گرفتيد . آيه 20 سوره 46 ( الاحقاف ) .
( * 32 ) -
وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا . . .
: به زودى خواهند دانست كه به چه كيفرگاهى و دوزخ انتقامى بازگشت مىكنند . آيه 227 سورهء 26 ( الشعراء )
( * 33 ) - تاريخ بلعمى سرانجام ضحاك را چنين نوشته است :
" ضحاك روى بديشان نهاد و جنگ كردند و فريدون ظفر يافت و ضحاك را بگرفت و بكشت و همان روز كاوه ، تاج بر سر افريدون نهاد و جهان به دو سپرد " . ص 28 .
در شاهنامه كهن چنين مىخوانيم :
" فريدون با گرزهء گاوسار بر سر او كوبيد و خداوند تعبير خواب ضحاك را به او نماياند .
پس فريدون باريكهاى از پوست ضحاك جدا كرد و او را با همان بست و به كوه دماوند برد و در آنجا در چاهى زندانى كرد . در برخى گزارشها آمده است كه فريدون ضحاك را كشت . " ص 56 - 55 .
( * 34 ) - مات يحيى فمات . . . : يحيى مرد ، پس شرّ بسيارى از بين رفت ، اگرچه بدى و شر او پنهان بود . همانا مرگ بدكاران گشايشى بزرگ و آسايش و نعمت و شادمانى است .
( * 1 / 34 ) - صياصى : ر ك تعليقات ، ذكر پادشاهى طهمورث ديوبند ، شماره 97 .
( * 2 / 34 ) - ادالت : دولت دادن ، چيره كردن ، غالب گردانيدن ( دهخدا ) .
( * 35 ) - اذالت : خوار و سبك داشتن ، خوار كردن .
( * 1 / 35 ) - شرذمه : به كسر اول ، گروه اندك از مردم .
( * 36 ) - انا ابن جلّا و طلّاع . . . : من پسر مردى هستم كه امرهاى عظيم را ظاهر ساخته است