كار آسمانها راست كردى و به زمين آمدى كه زمين نيز راست كنى و . . . جم را آن گفتار در دل كار كرد و گفت من خداى آسمانم . . . مرا به خدايى بپرستيد و مقر شويد كه من خدايم . " ص 22 .
( * 51 ) - اصطباخ : بامداد شراب خوردن ، صبوحى كردن .
( * 1 / 51 ) - هواجر : جمع هاجره ، شدت گرما .
( * 2 / 51 ) - ابكار : به كسر اول ، بامداد ، اول روز .
( * 3 / 51 ) - اصايل : جمع اصيل ، آخر روز ( منتهى الارب ) . وقت ما بعد عصر تا غروب ( اقرب الموارد ) شبانگاه ( دهخدا ) . در آيه 9 سوره الفتح ( 48 ) بكرة و اصيلا به معنى بامداد و شبانگاه آمده است .
( * 4 / 51 ) - حسو عقار : حسو : به فتح اول ، آشاميدن . عقار : به ضم اول ، مى ، بدان جهت كه پيوسته در خنور باشد . يا بدان جهت كه بازدارد نوشنده را از رفتار ( منتهى الارب ) .
خمر ، به جهت ملازمت آن با دن . ( اقرب الموارد ) .
( * 52 ) - ذهاب الدّولة و زوال النّعمة . . . : از بين رفتن حكومتها و از دست رفتن نعمتها در شراب نوشيدنهاى شبها و خوابيدنهاى صبحگاهان است . ( كنايه از خوشگذرانى و عدم هوشيارى ) .
( * 53 ) - يا ذا الّذى ركب الفساد و عنده . . . : اى كسىكه بر مركب فساد سوار شده و در نزد فساد است ، من سيادت مىكنم وقتى كه تو بر مركب فساد سوار شوى . انديشهات را از روى عمد و يا سهوى به گمراهى كشاندى ، كو آن كسى كه بر مركب فساد نشيند و سيادت كند .
( * 54 ) - و لو علموا ما يعقب . . . : اگر بدانند چه چيزى سركشى و گمراهى را دنبال مىكند ( در پى آن مىآيد ) از آن دست مىكشند و لكن در نتيجه و عاقبت آن نمىنگرند .
( * 55 ) - شدّاد بن عاد : طبق روايات " عاد " پادشاه عربستان جنوبى دو پسر داشت : " شداد " و " شديد " . پس از مرگ شديد ، شداد جانشين او شد و ممالك ديگر را مطيع خود كرد و بهشت شداد موسوم به " ارم " بناى اوست .
المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى ) — صفحة 376
مساهمون: شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى
ص٣٧٦