( * 40 ) - لا يكون العمران حيث . . . : هنگامى كه پادشاه جور و ستم مىكند عمارت و آبادانى نخواهد بود .
( * 41 ) - ليس تدوم عمارة . . . : آبادانى دوام نمىيابد مگر با عدالت و ميانهروى .
( * 42 ) - تيقّظ : بيدار شدن از خواب ، هوشيارى .
( * 43 ) - خوق : حلقهء گوشواره ، خواه زيرين باشد يا برين . ( دهخدا ) . در اينجا حلقه انگشترى موردنظر است .
( * 44 ) - امعان نظر : نگاه كردن با زيركى و فراست ، بدقت نظر كردن .
( * 45 ) -
يَعْلَمُ خائِنَةَ الْأَعْيُنِ . . .
: و خدا به خيانت چشم خلق و انديشههاى نهانى دلهاى مردم آگاه است . آيه 19 سوره 40 ( غافر ) .
( * 46 ) -
تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ
: تو هركه را خواهى ملك و سلطنت بخشى . بخشى از آيه 26 سوره 3 ( آل عمران ) .
( * 47 ) -
إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى . . .
: همانا انسان از كفر و طغيان بازنمىايستد و سركش و مغرور مىشود چونكه به غنا و دارائى ( ناچيز دنيا ) مىرسد . آيه 6 سوره 96 ( العلق ) .
( * 48 ) -
أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى
: منم خداى بزرگ شما . آيه 24 سوره 79 ( النازعات ) .
( * 49 ) - تعالى اللّه عمّا يقول . . . : در قرآن كريم اين گونه بيان شده است :
سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمَّا يَقُولُونَ عُلُوًّا كَبِيراً .
خداوند از آنچه مىگويند بسيار برتر و منزهتر است . آيه 43 سوره 17 ( الاسراء ) .
( * 50 ) - تاريخ بلعمى دليل سركشى جمشيد را فريب او از ابليس دانسته و چنين آورده است :
" از عمرش هفتصد سال بگذشت و درين روزگار روزى دردسرش نخاست و دشمن بيرون نيامد و رنجى و غمى نديد . پس روزى تنها به خانه نشسته بود و آگاهى نداشت كه ابليس به روزن فروشد و بهپيش او بايستاد . جمشيد پرسيد مرا بگوى تو كيستى ؟ گفت :
من يكى از فرشتگان آسمانم ، آمدهام تا تو را نصيحت كنم . . . تو خداى آسمان و زمينى و تو خويشتن را همىنشناسى و تو به آسمان بودى و اين همه خلق تو آفريدى و به آسمان