كه مدت مديد در زمان دولت خاقان سعيد متعهد جلايل امور بوده و در خدمت بعضى از شاهزادگان صاحب دولت تقلد منصب عالى صدارت نموده و در ملازمت بعضى ديگر راه و رسم نيابت و خصوصيت يافته ، مطلقا در ثبت مجارى احوال ايشان ميل و مداهنه جايز ندانسته
مصرع
چون ماه كامل در سخن ، چون صبح صادق در صفا
شعر
مجموعة فيها فوائد جمة * و فرائد منظومة و لطايف
فيها رياض اشرقت انوارها * و سمت الى ما لا ينال الواصف
ارجو لجامعها منال سعادة * فيها شرايف بهجة و عوارف
يقين كه ابن تأليف بديع كه الحق درخور آن است كه به خامهء خورشيد بر اوراق صحيفهء ايام نگارند ، در ضمن كثرت نسخ و تعدّد مسودات به اندك زمانى مطرح انظار متعينان روزگار و عطرساى مجالس و مجامع اكابر و اماثل هر ديار گردد .
قطعه
عشاق هر كجا رقم كلك آن نگار * يابند به روى از مژه گوهرفشان كنند
هريك گرفته نقشى از آنجا به يادگار * تعويذ جان و حرز دل ناتوان كنند
و اما صورت هرزهگوئى ارباب حسد فى جيدها حبل من مسد و حقيقت عيبجوى اصحاب غرض فى قلوبهم مرض چنانچه عادت طبيعت شوم و خاصيت سيرت مذموم آن جماعت بىعافيت بدعاقبت است فامر لايلتفت اليه اللبيب ولا يعتد به من كان له من العقل نصيب .