تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 948

مساهمون:

ص٩٤٨
نسيان مىنهاد و هركه در قامت تير اعتدالشان مىنگريست بر راستى بالاى سروسهى و سركشى قامت صنوبر چشم نمىانداخت و بادهء خوشگوار گلرنگ گلزار طرب و نشاط را آب مىداد و گره غم و اندوه از دلهاى تنگ مىگشاد . تلخى كه ارباب طبع لطيف و اصحاب عقل شريف شيرينتر از جان مىدارند و از غايت عزت بهاى يك جرعهء آن را ملك جهان ارزان مىشمارند از عكس حباب آن اوج هوا سپهرى پر كواكب ثواقب بود و جرم زمين معدن ياقوت احمر مىنمود . جرمش از غايت صفا با هواى صافى دعوى برابرى مىكرد و رنگش از كمال لطافت و لمعان با فروغ لعل بدخشان لاف يكرنگى مىزد . ساغر مالامال به‌سان پيالهء لاله خالى مىنمود و جام بلورين از عكس بادهء گلگون لباس ارغوانى پوشيده بود و هرچند مردم ديده به قوت بصيرت هر طرف نظر مىانداخت از غايت صفا باده را از جام و جام را از مدام باز نمىشناخت . بيت
از صفاى مى و لطافت جام * درهم آميخت رنگ جام و مدام همه جام است و نيست گوئى مى * يا مدام است و نيست گوئى جام *
و در آن جشن همايون انواع طعامهاى گوناگون افزون از چند و چون و خوانهاى خطايى و شيره‌هاى اين جايى و ديگر ترتيبهاى مجلس آرايى كه عقل در مشاهدهء آن حيران مانده بود و ديده در نظارهء آن سرگردان مهيّا ساخته بودند و از اوايل شوال تا اواخر ذى الحجه چهار طاقها و تعبيه‌ها در باغ زاغان آراستند « 535 » و اطراف آن را به ديباى روم و زربفت چين آيين بستند . قبه‌هاى خوب منظر كه شرفات آن در بلندى از اوج فلك اخضر و ذروهء برج دو پيكر گذشته بود و از ايوان سيم اندود و
هامش
( 535 ) . در حبيب السير ج 3 جزو 3 ص 186 گفته است كه « رعايا و مزارعان » در باغ زاغان آغاز برافراختن چهار طاق كرده آن روضه را به قبه‌هاى رفيع و ايوانهاى منيع كه به ديبا و زربفت مزين بود آرايش دادند .
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 948 | كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى / عبدالحسين نوائى