چمچمال « 9 » متوجه رى شده در منزل خاقان مغفور نزول فرمود و به اذيال شكيبايى تمسك نموده مىگفت :
شعر
خلقنا رجال للتصبر و الأذى * و تلك الغوانى للبكا و المآتم
و از آنجا عنان مراد بر سمت دار الامان اصفهان انعطاف داد و آن بلدهء فرخنده از فرموكب همايون غيرتافزاى بلاد ربع سكون شد .
بيت
گزارشگر دفتر خسروان * چنين كرد مهد گزارش روان
كه چون در صفاهان كمربست شاه * رسانيد بر چرخ هفتم كلاه
صفاهان بدانسان كه مىخواستند * به ديبا و گوهر بياراستند
اكابر و اعيان اصفهان كه پايمال عنا و پى سپر محنت و بلا شده بودند ، به يمن مقدم شاهزاده ، بسط بساط نشاط و فرح و انبساط نمودند و جمعى را كه در ساوه به فرمان حضرت خاقان سعيد آسيب فنا رسيد ، شاهزاده بازماندگان ايشان را رعايت و عنايت فرمود و همه را به انواع دلجويى نموده و بعد از چند روز كه ممالك عراق به طلعت آفتاب اشراق نور و ضيا و رونق و صفا يافت و اطراف آن ولايت از آثار عدالت نظامى از سر و قوامى ديگر گرفت و ميرزا سلطان محمد عزم تسخير مملكت فارس فرمود و با لشكر فراوان از دار الأمان اصفهان به جانب دار الملك شيراز نهضت نمود .
و در اين اثنا ، شيخ محب الدين ابو الخير كه صاحب اختيار تخت فارس بود و
هامش
( 9 ) . براى سلطانآباد چمچمال ( يا جمجمال ) كه امروز خراب است ر ك به ليسترينج ص 193 ، در نزهة القلوب حاشيهء ص 65 احتجمال بهطور نسخه بدل دارد . شايد كه از آن جمجمال مراد است .