تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 610

مساهمون:

ص٦١٠
بيت
در خاك تا مقر ترا چشم عقل ديد * دانست آن‌كه گنج بود در درون خاك
اساس سلطنت اندراس يافت و لباس خلافت خلاقت پذيرفت . بيت
ماه تمام ملك به زير نقاب شد * آب حيات خلق دريغا سراب شد
رسم آش و اطعام و ختمات كلام ملك علام به تقديم رسيد و الملك للّه تعالى وحده و انه لا يزول . بيت
ملك خداست باقى و پاينده بعد از آن * آثار شرع مصطفوى و دگر هباست *
و چون واقعهء آن حضرت در ولايت رى واقع شد و اقرب اولاد در آن بلاد ميرزا سلطان محمد بود مناسب چنان نمود كه جواد خوش‌خرام قلم عنان سخن به جانب او معطوف سازد و به شرح و بسط در آن باب فصلى پردازد . مصرع
گر دهد توفيق يزدان اين رقم دارد قلم

ذكر عزيمت ميرزا سلطان محمد به جانب فارس و عراق و تسخير آن ولايت به تاييد مهيمن خلاق

ميرزا سلطان محمد چون از واقعهء هائله خبر يافت و شعلهء آن آتش جگرسوز در درون مخزون او تافت تاج خسروى از سرو دواج « 7 » پادشاهى از بربينداخت و از چشم خونبار بر صفحهء رخسار لاله‌زار عيان ساخت و على الفور از نواحى خرم‌آباد « 8 » و
هامش
( 7 ) . به معناى بالاپوش است . دواج [ به كسر دال ] به معنى لباس و دواج [ به فتح دال ] به معنى قبا ( فرهنگ آنندراج ) . ( 8 ) . ر ك به ليسترينج ص 201 به بعد .