جيحون گذشت و ميرزا بايسنغر به موجب فرمان و التماس ميرزا الغ بيگ گوركان به طرف تختگاه خراسان بازگشت .
و شب پانزدهم رمضان در اردوى شاهزادهء جهان قنبر گيرنگى ابيوردى را كه خواجهء خير بود به ظاهر بلخ در خيمهء او كشته يافتند و قاتل معلوم نشد . امير سيف الدين جنيد جاونى قربانى را به قتل او متّهم داشتند . چه از تسلط و اختيار او تمام رعيت آن ولايت به تنگ بودند .
و ميرزا بايسنغر از ظاهر بلخ به سرعت عزيمت نمود و بيست و يكم ماه رمضان در هرات به باغ سفيد نزول فرمود و شاهزاده را عرض مرضى طارى شده اطباى حاذق و حكماى مدقق مولانا شمس الدين محمد آدم و مولانا نظام الدين صبح و شام ملازم بودند و به ترتيب اشربه و تدبير اغذيه قيام نمودند و به حسن معالجهء آن دو عيسى دم فرخنده قدم مزاج شاهزادهء عالميان از منهج انحراف و اعتلال به جادهء استقامت و اعتدال بازآمده صحت يافت .
بيت
ذات تو يافت صحت كلى هزار شكر * گو خصم خون گرفته بميرد حسود هم
و اردوى همايون از ساحل جيحون روان شده ميرزا الغ بيگ و اكابر ماوراء النهر چون سعادت و اقبال استقبال نمودند و به شرف تقبيل انامل فياض مفتخر و سرفراز شدند و مراسم نثار و نياز بهجاى آوردند و آن حضرت به كمال عظمت در دار السلطنهء سمرقند كه مستقر سرير سلطنت و مركز دائرهء خلافت اين خاندان عظيم الشان است استقرار فرمود و نخست به مزارات با بركات آن بلده ، مثل مزار شاهزاده قثم بن العباس و مزار شيخ اهل سنت و جماعت ، شيخ ابو منصور ماتريدى رحمة اللّه عليه و مزار بزرگوار امام الدنيا خواجه محمد بن اسماعيل بخارى فرمود و از روحانيت ايشان مدد خواسته صلات و صدقات به فقرا و مستحقان رسانيد و ارباب احتياج را خوشوقت و خرم گردانيد و بر تخت سلطنت خاقانى و سرير