بيت
نشسته شهنشاه گيتىفروز * به فيروزى آورده شبها به روز
نبودى ز شه دور تا وقت خواب * مغنى و ساقى و رود و شراب
مغنى سراييده بر بانگ رود * به عشرتگه شه نوآيين سرود
كه دولت پناها جوانبخت باش * همه سال با افسر و تخت باش
علم بر فلك زن كه عالم تراست * به عشرت درآويز كان هم تراست
و چون از مجلس عشرت فراغت روى نمود ، خاطر خطير به ضبط مهمات سلطنت التفات فرمود .
و تاسع رجب از پيش امرا كه به ايلغار رفته بودند قاصد رسيد و به عرض رسانيد كه كلانتران مغولان بر ايلى آمده ضميمهء سپاه ظفرپناه شدند و شانزدهم ماه سرداران مغول به سمرقند آمده شير محمد اغلان و سارق اغلان و صدر اسلام كه كلانتران بودند شرف دستبوس يافتند و ايشان را به محل مناسب فرود آوردند و ميرزا الغ بيك همه را طوى بزرگ داده به تشريفات فاخر و انعامات وافر مشرف گردانيد .
در اين اثنا خبر آمد كه امراى مغول پسر قمر الدين را كشتهاند و پسر ديگر فرار نموده روى اميد به درگاه جهانپناه دارد . و سيم شعبان به سمرقند رسيد و عاطفت پادشاهانه شامل احوال او شد و آخر ماه صوفى اغلان از پيش براق اغلان آمده جانور و اسب و ديگر تبركات آورد و پسنديده آمد و غرهء رمضان آبوكا و فولاد تيمور با جمعى از جانب جته رسيدند و تربيت يافتند و شب ششم شوال به مسامع جلال رسيد كه شير محمد اغلان و سارق اغلان و قل محمد و غلبهاى از مردم جته گريختند . ميرزا الغ بيگ فى الحال سوار شد و نماز پيشين ايشان را در كجكينه ييلاق دريافت و شير محمد اغلان و سارق اغلان را گرفت و امرا را جهت گرفتن باقى گذاشته عود نمود و به مستقر دولت فرمود و امرا مخالفان را گرفته بعد از چهار روز به سمرقند آمدند و ميرزا الغ بيگ كرم فرموده گرفتاران را باوجود گناه رعايت نمود و