تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 5

مساهمون:

ص٥
بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً
« 13 » و از جواهر خورشيد تاب كه عنايت ملك وهاب را بر ارباب الباب فروفرستاده و مطالع آفاق را از اشراق آن نيّر عالم‌افروز روشنى داده گوهر سخن است
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَنْزَلَ عَلى عَبْدِهِ الْكِتابَ .
« 14 » بيت
گر بدى گوهرى وراى سخن * آن فرود آمدى به‌جاى سخن
و سخن جان‌پرور به‌سان روح ناطقه بقاى ابدى يابد و چون شعاع آفتاب بر همه عالم تابد بل چراغ روح همين درون را فروغ بخشد و لمعهء خورشيد در بيرون درخشد . امّا نور سخن شمعى است كه برون و درون را به شعله‌اى درگيرد كه لمعان آن تا ابد فروزان باشد و هرگز نميرد و عمر باقى سخن باشد كه هم سخنور را حيات جاويد دهد و هم آن‌كس را كه به سخن نام برده زنده و باقى دارد . نظم
باقى به ذكر شاعر طوسى است در جهان * ناموس و كارنامهء كاووس و تهمتن حسن كلام انورى است اين‌كه مىكند * تا اين زمان حكايت احسان بو الحسن « 15 »
و چون از جنس انس و معشر ارباب همم عالى كه صاحب مكارم و معالى بوده‌اند هميشه انديشهء بقاى ذكر ستوده فرموده‌اند از حضرت عزّت عزّ شانه به خضوع
هامش
( 13 ) . سورة الأسرى 88 . ( 14 ) . سورة الكهف 1 . ( 15 ) . يعنى مجد الدين ابو الحسن على بن محمد عمرانى از بزرگان سرخس ( ر ك انساب سمعانى در مادهء عمرانى ) و براى اطلاع بر مراتب ارادت انورى بدين مرد بزرگ رجوع شود به مقالهء نگارنده در مجلهء يادگار سال دوم شمارهء نهم .