چنانچه در دفتر اول نقشپذير شده « حضرت صاحبقران » نويسد و هنگام احترام نام پادشاه عالم مقام يعنى :
مصرع
شاهرخ پادشاه دينپرور
« حضرت خاقان سعيد » نگارد و هرگاه نام پادشاه سعيد شهيد :
مصرع
يعنى جناب حضرت سلطان ابو سعيد
خواهد كه بر زبان آورد ، « حضرت خلافت پناهى » قائممقام آن دارد .
اگرچه بسيار افتد كه اسامى نامى اين سلاطين به صريح مذكور شود و اسامى گرامى باقى شاهزادگان كه هريك آفتاب سپهر سلطنت و ماه آسمان مملكت بودند به نام مشهور مسطور خواهد شد .
شعر
تا فروغ گوهر معنى ببيند چشم عقل * كلك در نظم در سلك سخن زينسان كشيد
اميد به عنايت الهى مباهى است كه تا از حروف معانى و ظروف مبانى بر عذار اخبار و رخسار آثار رقمى باشد ، انوار اشراق اين كتاب در مطالع و مشارق آفاق چون شعاع آفتاب فروغ بخشد و طلعت جهانافروز آن چون شعشهء روز در اطراف عالم درخشد و جواهر مقاصد برحسب مصاعد همت انتظام يابد و آفتاب سعادت بر وفق ارادت بر طلعت ايام تابد .
شعر
تجلى عن الآفاق اشراق نوره * و شمس الضّحى حلّت رداء ظهوره