تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح دعاى سحر ( فارسى ) — صفحة شرح دعاى سحر 140

مساهمون:

صشرح دعاى سحر ١٤٠
خودش آفريد ، سپس اشياء را به وسيلهء مشيت آفريد . »

تحقيقى عميق تر در معناى مشيت

بلكه مقتضاى دقت در مضمون روايت شريفه و تحقيقات اصحاب سّر و حقيقت ، و ارباب سلوك و طريقت آن است كه در تمام مراتب خلقى بجز مشيت الهى موجودى نيست ، و موجودى كه بالذات موجود است و از همهء تعين ها مجرد است همان مشيت است ، و وحدت حقهء ظلّى كه ظل وحدت حقهء حقيقيه است مخصوص مشيت است و اما تعينات ، پس بوى وجود به مشامشان نرسيده بلكه همگى سرابى هستند كه تشنه آن را آب مى پندارد « و نيستند آنها مگر نامهايى كه شما و پدرانتان آن نامها را گذاشته‌ايد و خداوند حجتى بر آنها نازل نكرده است » ، « و بجز وجه أو همه چيز هالك و نابودند » . پس اين كاغذى كه من بر آن مى نويسم ، و قلمى كه با آن مى نويسم ، و عضله‌اى كه اين كاغذ و قلم را مسخر خود نموده ، و نيرويى كه در آن عضله است ، و اراده‌اى كه از شوق برخاسته ، و شوقى كه از علم برخاسته ، و علمي كه قائم به نفس آدمى است همگى از شؤون مشيت الهى و از ظهورات آن است و تعين ها همه اعتبارى و خيالى است ، چنان كه شيخ كبير گفته كه « جهان جمله خيال اندر خيال است » پس ظهورى بجز ظهور مشيت نيست ، و شأنى بجز شأن أو نيست . و اين است معناى شمول مشيت و سريان وجود ، و اطلاق هويت الهى ، و بسط رحمت ، و مقام الهيت .