تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح دعاى سحر ( فارسى ) — صفحة شرح دعاى سحر 139

مساهمون:

صشرح دعاى سحر ١٣٩
به دور انداخته و بار سفر به باب الابواب انسانيت بربندى و از همهء مراتب انانيت بيرون روى و همهء شهوتهاى نفسانى را ترك گويى ، كه جز با ترك قيدها مقام اطلاق را شهود نتوان كرد و جز با القاء حدود ، وصول به دروازهء ارسال و بي حدى آسان نگردد . پس اى حبيب من سعى و كوشش كن تا به مقام شهود برسى كه شهيد ، سعيد است و سعادت با شهادت توأم است ، و كوشش كن تا عاشق روى دلدار شوى كه هر كس كشتهء عشق شد شهيد مرده است .
زير شمشير غمش رقص كنان بايد رفت كان كه شد كشتهء أو نيك سر انجام افتاد
گر ممكن است كه بدون كندن نعلين شهوت و غضب از پاى نفس ، و بدون ترك هوى و يكباره دل به حضرت مولا بستن ، به طور قرب رسيد ؟ كه آنجا وادى مقدس است و مقام شامخ اقدس است و كسى كه لباس جسمانيت پوشيده و رداى هيولاى ظلمانى را بر دوش افكنده است نمى تواند مقام مشيت الهى و كيفيت سريان مشيت و نفوذ و بسط و اطلاق آن را شهود نمايد . پس بايد با توفيق الهى بداند كه تمام سلسلهء وجود از عوالم غيب و شهود همگى از تعين هاى مشيت و مظاهر آنند ، و نسبت مشيت به همهء آنها يك نسبت مساوى است هر چند نسبت آنها به مشيت مختلف است . و بنابر طريقهء عرفاء شامخين ( رضوان اللّه عليهم ) مشيت نخستين صادر از مصدر غيب است ، و ساير مراتب وجود به توسط مشيت موجود شده است ، چنان كه در روايت كافى است از ابى عبد اللّه امام صادق عليه السّلام كه فرمود : « خداوند مشيت را به خودى